دراکو و عشق واقعیp۱۰

سالن عمومی
روی یه مبل نشستم و چشمام رو بستم و به سوالاتی که داشت مغزمو میخورد فکر کردم چرا پای اسنیپ زخمی بود؟غول چطور اومده بود داخل مدرسه و کوییریل چرا انقدر رفتار عجیبی داشت؟اصلاً من باید به این چیزا کار داشته باشم یا خودشون درستش میکنن؟
چشمامو باز کردم از کلاسا تموم شده بود و بقیه ی روز باید تکالیفو مینوشتیم پس یه کاغذ پوستی و قلم و کتابمو برداشتم شروع کردم به نوشتن تکالیف.تکالیف پرفسور مک گوناگل و فیلیت ویک آب خوردن بود ولی مال پرفسور اسنیپ سخت بود واقعا ای کاش یا تکلیف ندن یا مثل اسنیپ درست حسابی تکلیف بدن
-میرا آلن؟
سرمو بالا آوردم یه پسر اسلیترینی وایساده بود کنارم
میرا:بله؟
-پرفسور دامبلدور میخواد شما رو ببینه
میرا:خیله خب اومدم
نمیدونم چرا ولی از دامبلدور زیاد خوشم نمیاد
به سمت دفتر دامبلدور رفتیم جلوی مجسمه پرفسور مک گوناگل وایساده بود و انگار منتظر ما بود
مک گوناگل:اوه اومدید ؟ بیاید بریم داخل آبنبات لیمویی!
وارد دفتر دامبلدور شدیم پرفسور اسنیپ دامبلدور و کوییریل وایساده بودن وسط دفتر
میرا:پرفسور با من کاری داشتید؟
دامبلدور:بله دوشیزه آلن راستش یه خبر بد براتون دارم...
دیدگاه ها (۱)

سلام خوشگلا توضیحاته پدیده ی هاگواتز

پدیده ی هاگواتز 10

هرماینی دراکو

سایه های سبزp4دراکو: من نمیخوام یه دختر لوس هم اتاقی ام بشه😒...

غرور اسلیترینی P23

تکپارتی درخواستی وقتی دختر دایی اش هستی و همیشه اذیتت میکنه ...

دوپارتی دراکو پارت ¹تو یه دختر اسلیترینی دورگه ای و سال سوم ...

پیوند جادو فصل دوم: پارت دوازدهم

جادوی سیاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط