𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌
Part 1

هزار سال بود که بین سرزمین آسمان و سرزمین سایه جنگ بود.
فرشته‌ها در آسمان زندگی می‌کردند.
شیطان‌ها در سایه.

هیچ‌کس باور نداشت روزی این دو سرزمین دوباره کنار هم قرار بگیرند.
اما آن روز...
فلیکس روبه‌روی پنجره‌ی بلند قصر ایستاده بود.
لباس سفید سلطنتی‌اش را پوشیده بود.
رایحه‌ی آرام وانیل و یاس اطرافش پخش شده بود.

هان روی تخت نشسته بود و با نگرانی نگاهش می‌کرد.
هان: هنوز می‌تونی منصرف بشی.

فلیکس: نمی‌تونم.

هان: چرا؟

فلیکس برگشت.
فلیکس: چون این جنگ باید تموم بشه.

در باز شد.
سونگمین وارد شد؛ لباس محافظ سلطنتی بر تن و شمشیرش کنار کمرش بود و گفت :
سونگمین: کالسکه آماده‌ست.

بعد مکث کرد.

سونگمین: و قبل از اینکه بپرسی... نه، قرار نیست تنها بری.

هان: منم میام.
فلیکس لبخند زد.
فلیکس: می‌دونستم.

صدای قدم‌هایی از راهرو آمد.
جونگین وارد شد.
جونگین: منم میام.

فلیکس: تو که مجبور نیستی.

جونگین شانه بالا انداخت.
جونگین: از وقتی بچه بودیم کنار تو بودم. فکر کردی می‌ذارم بری سرزمین شیطان‌ها و خودم اینجا بمونم؟

فلیکس خندید.
اما لبخندش خیلی زود محو شد.
چون از دور...
صدای ناقوس‌های مرزی به گوش رسید.

[وقت رفتن بود.]

فلیکس آخرین بار به آسمان نگاه کرد.
بعد قدم برداشت.
به سمت سرزمینی که قرار بود زندگی‌اش را تغییر دهد.



پایان پارت ۱




#فیک
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
#استری_کیدز
#استی

#چان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#ای_ان
دیدگاه ها (۴)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۳ صبح روز بعد، جونگین وارد مدرسه شد.ه...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_9 فصل پنجم | کس...

خون و عشق پارت ۱۲🥹❤️حدود نیم ساعت گذشتهان هنوز روی همون صندل...

آپدیت توییتر استری کیدزروز تولد ایده‌آل سونگمین🐶🎂برنامه تولد...

سناریو

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:4#انتخاب_امنخونه‌ی ب...

intertwined fate of two enemies-part 18

ادامه پارت ۲ صدای خش‌خش از داخل اتاق شنید. مانیا عقب رفت. «...

#SLAVES. PART 2عمارت در سکوت فرو رفته بود.فیلیک...

آپدیت اینستاگرام @.harpersbazaarهیونجین در قلب کالیفرنیا قرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط