آقو کلاس پنجم دبستان بودیم یه روز معلم همینطور بی هوا گفت
آقو کلاس پنجم دبستان بودیم یه روز معلم همینطور بی هوا گفت ساده بیا پای تخته درس جواب بده ! آقو رفتیم پای تخته پرسید یه واحد کوچکتر از مثقال نام ببر . ما هم که بلد نبودیم و همزمان حس طنازی مادرزادیمون گل کرده بود گفتیم : چس مثقال . هیچی آقو همه ی بچه ها زدن زیر خنده و معلم اومد با پشت دست کوفت تو پوز ما و گفت برو دفتر . رفتیم دفتر پروندمونو دادن زیر بغلمون و مجبور شدیم در اوج از تحصیل خداحافظی کنیم و شدیم انگل اجتماع ! یه چن سالی همینطور انگل اجتماع بودیم تا اینکه بیماری خود انگل بینی گرفتیم . بعدش مارو بردن قرنطینه دوازده سال قرنطینه بودیم تا ترک کردیم . ینی داغون شدم هاااا . له له شدم :)))))
- ۱.۱k
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط