{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخند زدی فکر انار از سرم افتاد

لبخند زدی فکر انار از سرم افتاد

لرزیدم و از شانه ی من ارگ بم افتاد

#عبدالحسین_انصاری
دیدگاه ها (۱)

از بس که تَرَک بر دلم انداخته چشمتلبخندِ من از طایفه ی بغضِ...

دلم گرفته بود!پیام جدیدی از تو دیدم؛ آمدی، حرف زدی، لبخند زد...

پارت سیزدهم شب کنار ساحل نشستیم.سرم رو روی شانه‌ی جونگکوک گذ...

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

⭐ 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕 𝒐𝒇 𝒂 𝑺𝒕𝒂𝒓𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏وقتی ارا وارد خانه شد، سعی کرد خ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part24خندید و سرشو آورد جلوترپسره:هوم خوبع که...

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐مهمونی شلوغ‌تر ا...

او عزیز کرده دیگه ۲۹ سالت شد نه ؟حالت خوبه؟او کوکی امروزم گذ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هفتم: شلیک---چاقو پرواز کرد.به سمتِ ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط