{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part24

خندید و سرشو آورد جلوتر

پسره:هوم خوبع که میدونی
بزا یچیزی بت بگم بامن که باشی پوللل پولل پولل پولل پول

من:اووو وسوسع شدم

بع حالت مسخره نگاش کردم

پسره:فقط یروز بام باش اگه پشیمون شدی برو

من:برو ولم کن بچه خوشگل

پسره:شماره کارتتو بده

من:اوکی بزن 60377016.........

اولش فکر کردم مسخره بازیه ولی بعد اینکه وایریزیمو دیدم 67میل برگام ریخت

پسره:این فقط واسه ی دییقه بودش

اگه باهاش برم تو رابطه این دوماه خرج و مخارجم و اینا همه جوره بعد یجکریم جلوه بدم که سعید حسودیش بشه حله

من:اوکییه من هستم

پسره لبخند پیروزمندانه ای زد و گوشیشو بم داد شمارمو براش زدم

پاشد و رفت به ثانیه نکشیده کیمیا با ی اخمی اومد جلوم نشست ی لحظه فکر کردم ازرائیلِ

کیمیا:خاکبرسرت نفس خاکککک قبول کردی همینقدر راحت... ..
دیدگاه ها (۱)

#رمان#عشق_مهربون_من #part:14*ویو جنا*واقعا خیلی مهربونه قشنگ...

#دخترای_لجباز 🎻 پسرای_مغرور 🎸 پارت شونزدهم .خواست جواب بده ...

تک پارتی Night dancer

اگه بازم فیک خواستین تو کامنت ها بگین 🙏

فیک تهیونگ(پروانه سیاه) پارت ۵۵

#شاهزاد_اهریمن_پارت_15

‌𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷پارت : ۱۷پرش به دو ماه بعد...ویو ا.تدوماه از اون ...

فیک : در آغوش دوبرادر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط