{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهارم

پارت چهارم

ات ویو
با دخترا رفتیم خونه من و اماده شدیم (اسلاید بعد) و پیاده رفتیم ولی خوب زود رسیدیم ت راه کلی پسرو یا چشم غره ی مخصوصم خفه کردم
یکم ک گذشت پسرا هم اومدن و همه سفارشا رو دادیم
نامجون:خب نظرتون چیه باهم ی اکیپ بشیم؟
جیهوپ:نظر خوبیه
داشتم با دخترا حرف می زدم و نظرشونو می پرسیدم
+خب ماهم مثبتیم
نامجون:چقد هم عالی من و پسرا ک اکیپ بودیم شما هم اومدین بهتر شد
گارسون:بفرمایید سفارشاتون
-ممنون
همه خودشونو معرفی کردن
بعد از خوردن و حرف زدن قرار شد بریم شهر بازی پسرا گفتن با ماشین اونا بریم ماشینشون لیموزین بود
واو
ولی خب منم بنز دارم😏
سوار شدیم و رفتیم ب شهر بازی و کلی ابری کردم نوبت رسید ب تونل وحشت جنگی یعنی باید اگه جرعت داری با اشباح بجنگی
رفتیم نشستیم اول کاری میرا و لیلی ، کوک و ته بهم چسبیده بودن
+خاک ت سرتون ترس نداره ک
یکم ک گذشت ک شبح بهمون حمله کرد چون رو ی اب بودیم تازه سوار قایقم بودیم جنگ سخت می شد
یکی از شمشیرای الکی رو برداشتم....
دیدگاه ها (۱)

رمان : آیدل من پارت: «4»ویو «ا/ت»رسیدیم کمپانی ، از ماشین پی...

کوک شوهر کینه ای Part83

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط