کبــــوترانـه

کبــــوترانـه
( روایت سفرای عشق حسین علیه السلام)
قسمت بیست و دوم


بعد از دستگیری هانی، مسلم اخبار وی را دنبال می‌کرد و زمانی که از وضعیتش باخبر شد تصمیم گرفت به قصر حمله کنند.


او با یک تیر دو هدف را می‌زد هم می‌توانست هانی را نجات دهد و هم از صداقت کوفیان درمورد حمایت از امام حسین و خویش اطمینان حاصل کند.


#مسلم دستور می‌دهد تا با صدای بلند شعار دهند و مردم را برای حرکت اماده کنند. شعار(یامنصور امت) دهان به دهان گشت و تمام کوفیان گرد آن جمع شدند.
【مردم با شنیدن صدای یا منصور امت مانند آهن جذب آهن ربا شدند و پروانه وار گِرد خانه هانی و مقر مسلم اجتماع کردند. سپس حضرت فرماندهان را مشخص و پرچم ها را به آن‌ها داد.】


مسلم نفرات را آماده کرد و منتظر اعلام امادگی و پیوستن دو تیپ از خارج کوفه به فرماندهی مختار و عبدالله بن حارث بن نوفل بود و حرکت را اغاز کرد.

لشکر قصر را محاصره کرد و ابن زیاد را دشنام می‌داد. ابن زیاد در قصر مخفی شد حمله به چنین قصری با در های بسته قطعا یک روزه امکان نداشت.


#ابن_زیاد با نزدیکان مشورت کرد و تنها راه حل را در جهل کوفیان و ایجاد شایعه دانست.


افرادی را انتخاب کرد و هر کدام را مامور به کاری کرد و از قصر خارجشان کرد. شاید یکی از #بزرگترین_حیله_‌ها خبر نزدیک شدن لشکر شام بود.


زیرا لشکر شام به معنی دریده شدن پرده‌های عصمت، تعرض به نوامیس مسلمین، دزدی و چپاول و...بود.


این شایعات درون صف‌های محاصره کنندگان رخنه نمود.


عده‌ایی می‌گفتند چرا دنبال فتنه برویم وقتی فردا لشکریان شام خواهند آمد؟


در اینجا زنان نقش منفی بسیاری داشتند آنان هم‌چنان که می‌توانستند موجب اعتلا و بالندگی و نهضت شوند، می‌توانستند باعث درجا زدن آن هم شوند و اینجا راه دوم را انتخاب کردند.

زنان به میان لشکر رفته و مرد های خویش را به خانه می‌کشیدند. حکومت یک حرف را یک‌بار زد و خود مردم آن‌را گسترش دادند!


این‌گونه مسائل باعث شد #سفیر_حسین را #تنها بگذارند و تا جایی که بعد از نماز تنها 30 نفر با وی ماندند و همان عده نیز کم کم متفرق شدند.

پایان قسمت بیست و دوم کبوترانه


#سلام_بر_اهل_بیت #سلام_بر_سفیران_اهل_بیت #سفیر_عشق #مسلم #با_محرم #محرم #شیعه


#shia_muslim #shia_islam #shia_religion #islam_shia #shia #muslim #islam #religion

#حق_پایدار_است
دیدگاه ها (۱)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

𝖕𝖆𝖗𝖙1پادشاهی سلستیا، سرزمینی که اقیانوس‌ها آن را در آغوش گرف...

💠 چرا علی(ع) را متهم به «بی‌تدبیری» و «ضعف مدیریت» کردند؟🔰 ا...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

با خارها راهش را میبندم: شباهت آریا سمج و بهائیت

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

قورباغه هایی که مامور خدا بودند!

⚠️ به این جملات فکر کنید:❌ نه #ظریف❌ نه روحانی❌ نه خاتمی❌ نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط