{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

HATE TO LOVE⁴

HATE TO LOVE⁴
(ویو:رز)
...:هر سه،رز.

با مادر تقریبا همزمان به سمت در چرخیدیم...

بدون اینکه متوجه بشیم پدر تو اتاق بود،و به حرف هامون گوش می‌کرد.

+:پدر...(کمی متعجب)

حالتش درست مثل همیشه مقتدر و قدرتمند بود.

و ذره‌ای نرمی یا نگاه پدر داخل چشماش دیده نمی‌شد.

مادر می‌خواست حرفی بزنه!

ولی به خاطر فضای سنگین منصرف شد.

پادشاه:رز تو باید غرورت رو بزاری کنار و با این وصلت موافقت کنی.

غرور؟

یعنی واقعا کسی نمی‌دونه که چه پیامد هایی به وجود می‌آد؟

آخر سر پوزخندی زدم.

+:غرور؟
درسته من آدم مغروری هستم.
ولی الان دارم به هر دری میزنم تا شماها رو آگاه کنم!

صدای پدر جدی تر شد.

پادشاه:پیامد؟
مثلا چه پیامد هایی رز؟

دیگه داشتم از دست همشون دیوونه میشدم...

یعنی کسی چیزی نمی‌دونه؟

یا خودش رو به نفهمی می‌زنه؟

آخر سر با خشمی کنترل شده لبام رو از هم باز کردم:

+:اون مرد معشوقه داره!
چرا نمی‌خواین بفهمین؟
این مسئله خود به خود تأثیر می‌ذاره!

سکوت مثل وزنه‌ای چند تنی بر فضا فرود اومد...

چند لحظه کسی چیزی نگفت.

تا اینکه با حرف پدر فهمیدم که کسی واقعا نمی‌خواد گوش کنه.

پادشاه:ببین رز...

تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.

#بی‌تی‌اس#جونگکوک#آرمی#فیک#فن‌فیکشن#ازدواج‌اجباری
دیدگاه ها (۰)

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

بدددددترین و #جاسوس پسند ترین تحلیلی که من می شنوم اینه که#ت...

همسر پادشاه مین

آوای شب پارت ۳ویو انیاگل های صورتیمو دوست داشتم چون یاد موها...

🎙️🔥 امباپه اومد، حرف زد و تمومش کرد!یه مصاحبه از اون مدل‌های...

قسمت ۱۱

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۴: وقتی صبر پادشاه تموم شداتاق هنوز بوی ت...

🥺💔 وقتی می‌فهمی نصف موهای سفیدش،به خاطر غصه‌های تو سفید شده....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط