پارت ۱۶

مکان:رستوران. ساعت:۲۰:۰۰
دازای*جای قشنگیه طبق تعریف هایی که چویا کرد اینجا یه رستوران ایتالیایی هستش و این رو هم میشه از سبک چیدمان هم متوجه شد یه فضای گرم و دلنشین داره پارکت های چوبی به رنگ قهوه ای های سوخته و میز هایی که تو ردیف های خاصی چیده شدن و رنگشون هم قهوه ای روشنه از سقف آویز های پرچم کشور ایتالیا و لامپ های کریستالی آویزونه
دازای:جای خیلی قشنگیه
چویا:آره باهات موافقم
دازای:به نظرت کجا بشینیم؟
چویا:میز کنار پنجره اونجا خوبه
دازای:ایده عالیه
چویا*بعد از نشستن گارسون اومد و ما سفارش هامون رو دادیم بعدش جو بینمون خیلی سنگین شد که یه دفعه دازای شروع کرد
دازای:ببینم هویج یه سوال..تو گفتی هم طراحی هم فیلمنامه نویس اما کدوم برات تو اولویت تره
چویا:منظورت اینه که بینشون کدوم رو انتخاب می کنم؟
دازای:آره دقیقا
چویا:خوب هر دوشون یه جور آرومم می کنن اما اگه بخوام انتخاب کنم فیلمنامه نویسی هستش چوم باعث میشه حتی شده چند ثانیه از واقعیت بیرون بیام و تو افسانه های شخصی خودم غرق بشم اما حیف که کسی که از همه برام مهم تره این رو یه عیب می دونه
دازای*درک نمی کنم چرا حتی از چیزی که خیلی دوسش داره بازم با درد صحبت می کنه بهتره ازش بپرسم شاید جواب بده اگه نده حتی اگه شده یه ذره از ناراحتیش کم کنم
دازای:می دونم به من مربوط نیست اما میشه بپرسم چی باعث شده حتی وقتی از چیزی که عاشقش هستی صحبت می کنی با درد و ناتوانی صحبت می کنی و فکر می کنی این یه عیب بزرگه
چویا:راستش همه اینا مربوط به وقتی هستش که ۱۲ سالم بود ....اصلا می دونی داستان طولانیه نمی خوام ناراحتت کنم
دازای:نه نمیشم مخصوصا اگه تو بگی که اصلا
چویا:باشه اما نگی نگفتم
دازای:حتما
دیدگاه ها (۹)

روباه کوچولوی من پارت یک 😜꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشتم م...

رمان سوم پارت نهم 😈بسی هنتای 🔞࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> ...

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت پنج.(اخر) دازای اروم نفسش ر...

ابلیس

کپشن مهم هست مطالعه کنید:

part 180دو روز از وقتی که چویا از اون چهار دیواری خلاص شده ب...

Your eyesمیخوام رمان بنویسم و تو این رمان چویا و دازای هر دو...

این قسمت گاو یوکوهاما (سناریو طنز دازای و چویا)

اقای #شادمهر_عقیلی به عنوان کسی که نصف #اهنگ های قدیمی تو حف...

* ترجمه صحبت‌های پایانی jhope 🐿️💜🇦🇷\- اوه، آرژانتین... حالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط