{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشجویی به استادش گفت:

دانشجویی به استادش گفت:
استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم.

استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟

دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.

استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت: تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید!
دیدگاه ها (۸)

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد)...

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافت...

پیر مرد تهی دست ، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند ...

وقتی بچه بودم، مادرم همیشه عادت داشت از من بپرسه که کدام عضو...

کجا ....همه چیز از آنجا شروع شد ...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

وقتی هم دانشگاهی بودید و ..Part: ³وای نه ایکاش بر می‌گشتم به...

چند پارتی جونگ کوک

چند پارتی جونگ کوک وقتی استادت بود

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

من هرچی سعی می کنم می بینم نمی تونم !!!این دیووووث کیه پشت ا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :يا إِلٰهِى وَرَبِّى وَس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط