📝همه چیز درست است، آدمها همه سر جاى خودشان قرار گرفته اند

📝همه چیز درست است، آدمها همه سر جاى خودشان قرار گرفته اند و منتظرند يكى دكمه شاتر را بزند، نفسها توى سينه ها حبس شده؛ کارگردان با صداى بلند فرياد مى زند: صدا... دوربين... اكشن...!
و ناگهان صداى انفجار و دود بلند مى شود وزنى را مى بينيم كه روى زمين مى افتد، زنى كه مادر من بود!
نمى خواهيم خودمان را توى خبر محصور كنيم، اما چون اين يادداشت یک کپسول زمان است فقط يك پاراگراف به عقب برويم، در بحبوحه جنگ رمضان، رژیم صهيونيستى تهديد كرد كه مسير راهپیمایی روز قدس در تهران را خواهد زد، ترديدى وجود ندارد كه صهيونيستها براى تاثير روى راهپیمایی اين نمايش را ترتيب دادند، آن ها مى خواستند كه مردم عقب بكشند، وگرنه همه فهميده اند كه بانک اهداف آن ها به پايان رسيده و هدفى كه مى زنند احتمالا قبلا هم زده اند.به تصوير بر گردیم، به آن جايى كه چند ثانيه بيشتر از انفجار نگذشته است، به جايى كه برخلاف تصور يک كارگردانی نيست، اين يک تصوير بلند است ازيک رويداد و اگر از من بپرسند كه «چکیده تمام ايران در جنگ رمضان جه بود؟»
اين عكس «يوسف مذنب» رانشان مى دهم، يك عكاس آماتور كه خدا همه چیز را جلوى چشم اش كنار هم گذاشت تا فقط او اين يک ثانيه را ببيند ودر ذهن تاريخ ثبت كند.
واقعيت اين است كه ايران توى قاب افقى جا نمى شود، ايران را بايد توى تصاوير عمودى ديد، عكس هاى ملى ما را بايد از بالا شروع كرد، اينقدر از بالاكه رهبر شهيدمان هم توى قاب بيفتد، اينقدر بالاكه آسمان هم توى قاب باشد.
آدم هاى توى اين تصوير خيلى خاص هستند، هركدام قصه اى را از يک جاى اين خاک برداشته وباخود آورده اند ومى خواهند توى يك قاب براى ما تعريف كنند، انقدر مهم هستند كه نمى توانيم از روى آنها بپریم!
حداقل براى ثبت در تاريخ هم كه شده بايد از تمام آن ها صحبت كرد!

نویسنده | مرتضی درخشان

«هیچ ابرقدرتی مردِ تسخیرش نیست
زن اگر تهمینه، مرد اگر تهمتن است»

━━━ ✦ ستاد رسانه‌ای هم‌وطن ✦━━━

📱 ما را در پیام‌رسان‌های زیر دنبال کنید:
[ایتا] | ham_vatann | [بله] | hamvatan

📝 برای عضویت و ثبت‌نام:
[ربات بله] | hamvatan_bot
دیدگاه ها (۲)

نوشتن🇮🇷🖤 روایتی از غیرت مردان ارتش ایران...پیکر یک دختر ایرا...

🇮🇷✊🏻 گاهی یک قاب، قصه‌ای بلند از ایستادگی‌ست...این روزها وید...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۹ | «یک جای خاص»...

چند پارتی

جونگ‌کوک دست‌هایش را داخل جیبش گذاشت و آرام راه افتاد.هوا سر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

### پارت دوم: «طنینِ خون و سکوت»گلوله مثل یک روحِ سرگردان در...

#سواد رسانه🔴رمزگشایی از تک‌صندلی هیئت ایران در سخنرانی ترامپ...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

قاب های جاودان خوشغیرت همیشگی سینمای ایران!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط