فیک( سرنوشت تو و گذشته من) پارت۲

فیک( سرنوشت تو و گذشته من) پارت۲
- - - - -: ------- - - - - - - -- ---- - -- - -- -- -
جین: کافیه تهیونگ به اندازه کافی خوش گذروندی بیا تو اتاق کارت دارم ( با صدای بلند جین تنها کسی بود که سر تهیونگ داد میزد او را می‌زد جین برا تهیونگ مثل هیونگ و مادر بود)
تهیونگ: سلام هیونگگگ ( با ذوق میاد سمت جین و میرن داخل اتاق)
جین: اون چه کاری بود کردی هااا مگ نگفتم خون کم بخور
تهیونگ: خب...گشنمه هیونگ ( با قیافه معصوم میگه تهیونگ فقط برا هیونگش اینجور لوس می‌شد)
جین :خب.. خرسه گنده بیا بغلم ( تهیونگ با لبخند مستطیلی شکلش می‌پره بغل جین)
- - - --- ------- - - - ----- -------------( ویو کوک و جیمین) -- - --
جیمین: ای خدااااا خستههههه. شدمممم از چیدن این کتاب های...فاکی
کوک: ...اه جوجه رنگی غر نزن کارتو کن بزار منم کتابمو بخونم چند روزه کلاً مشتری نداریم این کتابخونه دیگه خز شده
تهیونگ : سلام ( سرد)
کوک: هاااا مشترییییی ( از رو مبل بلند میشه با ذوق خرگوشی میاد سمت تهیونگ که هیچ واکنشی تهیونگ نمیده) سلامممم من کوک هستم خوشبختم اسمت چیه چند سالته چرا صحبت نمی‌کنی هوییییی لالیییی
جیمین : کوککککک ببندددد او مسطراب رو سلام آقا چی می‌خواین
( تهیونگ چشمش میفته به کتاب دست کوک که جلد خون آشامی داره)
این کتابی که دست این پسر هست رو می‌خوام
کوک: نمیدمممم.....( لج بازی می‌کنه)
جیمین : کوک لج نکن بده سریععع من نمی‌فهمم چرا باید به این خون آشاما علاقه داشته باشه
کوک: نمیدممم ....یاااااا اجوشی این همه کتاب
تهیونگ: به خون اشام ها علاقه داری..؟... . ادامه دارد شرط ۸ لایک ۲ کامنت
دیدگاه ها (۲)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

**Part لارا سریع از پله‌ها پایین رفت و با صدای بلند گفت:«پسر...

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

*🐥 ترجمه‌ی صحبت‌های جیمین در لایو 💛💜🐥 جین هیونگ هم بدن خیلی ...

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت پنجم: راز خانوادگی ...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

#میکاپ_آرتیست_من

ᴘᴀʀᴛ ۳۸ | یه حرف مهمبعد از مسابقه...آرا هنوز از خوشحالی لبخن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط