# دلهره
# دلهره
ادامه part 54
خیلی سرد شده بود
اون قلب نابود شده بود
پس دیگه قلبی نبود که منو بین دو راهی قرار بده و تصمیم ها رو همیشه با مغزم میگرفتم و اون بهترین چیز بود
دیگه نسبت به زندگی که داشتم بی حس شده بودم
یا به قول تو توی یه دنیای سیاه و سفید زندگی میکردم
با ادمای اطرافم
نمیشد اسمشون رو هیولا گذاشت چون اونا در برابر هیولا چیزی نبود هیولا ها در برابر پست فترتی اونا کم میاوردن
_ نو...
_ تهیونگ بهم قول بده که هیچ وقت از پیشم نری
بهم نشون بده که تو مثل بقیه نیستی
بهم معنی عشقو نشون بده
لطفا کاری که بقیه باهام کردنو انجام نده
تو باعث شدی از دل اون خاکسترا یه جوونه سبز شه
ولی باید بهم کمک کنی که از اون به خوبی مراقبت کنم
نزار باز مثل قبلی نابود شه
با حرفاش فقط میتونستی سکوت کنم
کلماتش خیلی دردناک بود
_ بهت قول میدم نمیزارم کسی باز به اون قلبت اسیب بزنه
اون قلب دیگه برلی منه نوئل نمیزارام حتی کسی خراشی روش بندازه
نزدیک تر شدم جوری که فاصلهای بین ل.بامون نبود
تا نوئل میخواست حرفی بزنه لبای تشنمو به سمت لباش بردم و یه بوسه ی دیگه شروع کردم
بعد از چند مین ازش فاصله گرفتم
_ هنوز موهات خیسه که تصمیم نداری این رو خشک کنی
_ نه بزار همینطوری بمونه حوصله ی خشک کردنشو ندارم
_ مگه میخوای کوه بکنی اونم موهای تو سریع خشک میشه که اصلا حوله تو بده خودم خشکشون میکنم
حوله رو ازش گرفتم و شروع به خشک کردن موهاش کردم
تو این مدت حرفی بینمون رد و بدل نشد
بعد از خشک کردن موهاش حوله رو کنار گذاشتم
بعدشم شروع کردم به بازی کردن با موهاش
تو مدتی که من با موهاش سرگرم بودم تهیونگ کل مدت زر زده بود توی صورتم یه دفعه دستمو گرفت و منو چسپوند به خودش
_ خانم خانما نمیخواد دست از بازی با موهای من بردارن
ادامه part 54
خیلی سرد شده بود
اون قلب نابود شده بود
پس دیگه قلبی نبود که منو بین دو راهی قرار بده و تصمیم ها رو همیشه با مغزم میگرفتم و اون بهترین چیز بود
دیگه نسبت به زندگی که داشتم بی حس شده بودم
یا به قول تو توی یه دنیای سیاه و سفید زندگی میکردم
با ادمای اطرافم
نمیشد اسمشون رو هیولا گذاشت چون اونا در برابر هیولا چیزی نبود هیولا ها در برابر پست فترتی اونا کم میاوردن
_ نو...
_ تهیونگ بهم قول بده که هیچ وقت از پیشم نری
بهم نشون بده که تو مثل بقیه نیستی
بهم معنی عشقو نشون بده
لطفا کاری که بقیه باهام کردنو انجام نده
تو باعث شدی از دل اون خاکسترا یه جوونه سبز شه
ولی باید بهم کمک کنی که از اون به خوبی مراقبت کنم
نزار باز مثل قبلی نابود شه
با حرفاش فقط میتونستی سکوت کنم
کلماتش خیلی دردناک بود
_ بهت قول میدم نمیزارم کسی باز به اون قلبت اسیب بزنه
اون قلب دیگه برلی منه نوئل نمیزارام حتی کسی خراشی روش بندازه
نزدیک تر شدم جوری که فاصلهای بین ل.بامون نبود
تا نوئل میخواست حرفی بزنه لبای تشنمو به سمت لباش بردم و یه بوسه ی دیگه شروع کردم
بعد از چند مین ازش فاصله گرفتم
_ هنوز موهات خیسه که تصمیم نداری این رو خشک کنی
_ نه بزار همینطوری بمونه حوصله ی خشک کردنشو ندارم
_ مگه میخوای کوه بکنی اونم موهای تو سریع خشک میشه که اصلا حوله تو بده خودم خشکشون میکنم
حوله رو ازش گرفتم و شروع به خشک کردن موهاش کردم
تو این مدت حرفی بینمون رد و بدل نشد
بعد از خشک کردن موهاش حوله رو کنار گذاشتم
بعدشم شروع کردم به بازی کردن با موهاش
تو مدتی که من با موهاش سرگرم بودم تهیونگ کل مدت زر زده بود توی صورتم یه دفعه دستمو گرفت و منو چسپوند به خودش
_ خانم خانما نمیخواد دست از بازی با موهای من بردارن
- ۲۲.۰k
- ۱۹ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط