پارت ۷

پارت ۷
رئیس شورا، در حالی که خون از گوشه‌ی لبش جاری بود، با نگاهی پر از نفرت به جونگ‌کوک خیره شد. «فکر کردی با این پیروزی برنده شدی؟ این فقط شروعِ جنگِ واقعی با اون‌هاست... اون‌ها از تو و این موجود، کینه‌ای دارن که تا ابد تموم نمی‌شه.»

جونگ‌کوک بدون اینکه پلک بزنه، فشار چاقو رو بیشتر کرد. «پس بذار با هم به استقبالشون بریم.»

او با یه حرکت سریع، رئیس رو از پا درآورد و به سمت ات برگشت. ات، که هنوز از اثراتِ اون انفجار انرژی نفس‌نفس می‌زد، به سمت اون اومد. نگاهشون در هم گره خورد؛ نگاهی که هم خستگیِ جنگ رو داشت و هم لذتِ پیروزی رو.

ات زمزمه کرد: «تموم شد؟»

جونگ‌کوک دستش رو به سمت ات دراز کرد و اون رو به سمت خودش کشید. «نه، تازه شروع شد. اما حالا دیگه ما تنها نیستیم.»

همون لحظه، از دور، یه صدای شیپورِ عجیب و مهیبی شنیده شد. یه چیزی داشت به سمت قلمرو نزدیک می‌شد؛ چیزی که حتی سایه‌های جونگ‌کوک هم با دیدنش به لرزه افتادن.

ات نگاهی به افق انداخت و اخم کرد: «اون چیه؟ اون یه ارتش نیست... اون یه هیولا نیست... اون یه...»

حرفش نیمه‌تمام موند. چون یه سایه‌ی غول‌پیکر و تاریک که از آسمون پایین می‌اومد، کلِ منطقه رو در بر گرفت.
دیدگاه ها (۰)

حدود نیم ساعت گذشته بود.بارون هنوز شدید می‌بارید و هر چند دق...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

شب شده بود و همه‌ی فامیل توی حیاط نشسته بودن.ات کنار جونگ‌کو...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

چندپارتی جونگ کوک

ادامه ی پارت ۱۹۵

Heir of Light and Darknesspart : 19جونگ‌کوک هنوز دست تهیونگ ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

قسمت ۴ «ات» با آرامش لبخند کمرنگی زد و مستقیم به چشم‌های جون...

پارت ۴ | جلسه‌ی دردسرسازظهر شده بود و همه برای جلسه‌ی مهم آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط