رفتم امروز خرید سه تا انار هم برداشتم یه اتفاق عجیب افتاد

رفتم امروز خرید سه تا انار هم برداشتم یه اتفاق عجیب افتاد. یک خانوم مسن آلمانی اومد گفت میشه کوتاه وقتتون رو بگیرم؟
-خواهش می‌کنم.
+گویا شما با این میوه آشنایی دارید!
-به! بلههه خییلییی!
+چون یکم گرونه و من این میوه رو تا حالا نخوردم میخواستم قبل اینکه بخرم درباره اش کمی بدونم. چه طعمی داره؟
-ترش،شیرین و گاهی ملس! به غیر ترش من بقیه اش رو دوست دارم.
+چطوری باید خورد؟
-دونه های قرمز داخلش رو باید خورد!
+ممنون. پس یدونه برمیدارم.
-امیدوارم خوشتون بیاد و بهتون مزه بده!
+ممنون.
-خواهش می‌کنم!

👤 Hadi
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت ۷۰₹خوب تا اینجا که همه چی طبیعیه بریم سراغ زخم ها...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟖 🖤🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «اینجا کسی منو نمی‌ش...

🖤🌙 ماه سیاه | Black Moonقسمت اول: «من و هم‌اتاقی خون‌آشامم»ت...

Like Swan 🦢#like_swan#𝑃𝑇20ویو هویج:روز بعد، مدرسه مثل همیشه ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۴ | «صبحانه‌ای که تبدیل ب...

چند پارتی

چند پارتی (درخواستی)

مواد لازم🔻سینه مرغ یک عددگردو آسیاب شده دو ق غرب انار دو ق غ...

پارت ۱۲ الیکا: قیافت آشناس توی قصر کار نمیکردی؟ ویکتوریا: ا...

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت :۷ ویو لارا: ساعت ۵ بود ۴ ساعت دیگه وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط