ادامه پارت ۷۰
ادامه پارت ۷۰
₹خوب تا اینجا که همه چی طبیعیه بریم سراغ زخم هات کوچولو.
آلینا تا اینو شنید یکم خودشو جمع کرد اما جیهوپ زود دستشو گذاشت رو شونش و نشست کنارش تا نشون بده تنها نیست.
دکتر وسایل پانسمان رو برداشت و نشست روبه روی آلینا و اول دستشو گرفت و بانداژ
و چسبشو باز کرد و اول زخم دور زخم رو تمیز کرد و بعدم با بتادین زخم رو ضد عفونی کرد و بعد از اینکه کامل چکش کرد تا مطمئن بشه شیشه نمونده تو دستش بعد روش فقط یه چسب مخصوص زد.
وقتی داشت تمیز میکرد زخمشو آلینا چند بار دردش گرفت اما هربار دست جیهوپ رو فشار داد و آروم شد.
نوبت پیشونیش رسید،پیشونیش رو هم مثل دستش پانسمان کرد و چسب زد.
₹خوب تموم شد،زخمت خیلی خوب ترمیم شده فقط یکم ازش مونده مشخصه که خیلی خوب رسیدگی شده بهش الان فقط چسب زدم دیگه از امروز میتونه بره حموم و بعدش با حوله تمیز خشک کنه و چسب بزنه روش
جیهوپ« خیلی ممنون خانم دکتر، الان دیگه آلینا مشکلی نداره؟»
₹مشکل خاصی نه فقط یکم بدنش ضعیفه که اونم باید خوب استراحت کنه و یکی هم اینکه من میخوام چندتا سوال از این دختر نازمون بپرسم.
& چی خانم دکتر؟
₹قشنگم،شما قبل از اینکه اون شب بیهوش بشین حالت چطوری بود؟
& یعنی چی؟
₹منظورم اینه که سرگیجه داشتی؟ چشات
سیاهی میرفت؟ یا سرت به جایی خورد؟
& نه هیچ کدومو نداشتم فقط یکم حالت تهوع داشتم
₹از ترست بود؟
& هم اون همم فکر کنم کل اون روز رو چیزی نخورده بودم
₹پس دل ضعفه هم داشتی و حالت تعوع بعدم ترس با اینا قاطی شد و بیهوش شدی؟
& بله فکر کنم
₹وقتی بیدار شدی چه حسی داشتی؟
& سرم خیلی درد میکرد و دستمم نمیتونستم تکون بدم
₹بعدش درست شد؟
&وقتی یه چیزی خوردم آره
₹خیلی خوب عزیزم
جیهوپ« ما دیگه میتونیم بریم؟»
₹تقریبا بله،فقط یدونه آزمایش خون مونده که بیشتر از روی احتیاطه که مطمئن بشیم دختر خوشگلمون مشکلی نداره ، باید برین طبقه بالا انجام بدین»
جیهوپ« آهان باشه ممنون»
₹این نسخه دارو هاشو یکم برگه آزمایش
جیهوپ« دستت درد نکنه»
₹خواهش میکنم،کوچولو توم بیشتر مراقب خودت باش
& چشم
ادامه دارد
₹خوب تا اینجا که همه چی طبیعیه بریم سراغ زخم هات کوچولو.
آلینا تا اینو شنید یکم خودشو جمع کرد اما جیهوپ زود دستشو گذاشت رو شونش و نشست کنارش تا نشون بده تنها نیست.
دکتر وسایل پانسمان رو برداشت و نشست روبه روی آلینا و اول دستشو گرفت و بانداژ
و چسبشو باز کرد و اول زخم دور زخم رو تمیز کرد و بعدم با بتادین زخم رو ضد عفونی کرد و بعد از اینکه کامل چکش کرد تا مطمئن بشه شیشه نمونده تو دستش بعد روش فقط یه چسب مخصوص زد.
وقتی داشت تمیز میکرد زخمشو آلینا چند بار دردش گرفت اما هربار دست جیهوپ رو فشار داد و آروم شد.
نوبت پیشونیش رسید،پیشونیش رو هم مثل دستش پانسمان کرد و چسب زد.
₹خوب تموم شد،زخمت خیلی خوب ترمیم شده فقط یکم ازش مونده مشخصه که خیلی خوب رسیدگی شده بهش الان فقط چسب زدم دیگه از امروز میتونه بره حموم و بعدش با حوله تمیز خشک کنه و چسب بزنه روش
جیهوپ« خیلی ممنون خانم دکتر، الان دیگه آلینا مشکلی نداره؟»
₹مشکل خاصی نه فقط یکم بدنش ضعیفه که اونم باید خوب استراحت کنه و یکی هم اینکه من میخوام چندتا سوال از این دختر نازمون بپرسم.
& چی خانم دکتر؟
₹قشنگم،شما قبل از اینکه اون شب بیهوش بشین حالت چطوری بود؟
& یعنی چی؟
₹منظورم اینه که سرگیجه داشتی؟ چشات
سیاهی میرفت؟ یا سرت به جایی خورد؟
& نه هیچ کدومو نداشتم فقط یکم حالت تهوع داشتم
₹از ترست بود؟
& هم اون همم فکر کنم کل اون روز رو چیزی نخورده بودم
₹پس دل ضعفه هم داشتی و حالت تعوع بعدم ترس با اینا قاطی شد و بیهوش شدی؟
& بله فکر کنم
₹وقتی بیدار شدی چه حسی داشتی؟
& سرم خیلی درد میکرد و دستمم نمیتونستم تکون بدم
₹بعدش درست شد؟
&وقتی یه چیزی خوردم آره
₹خیلی خوب عزیزم
جیهوپ« ما دیگه میتونیم بریم؟»
₹تقریبا بله،فقط یدونه آزمایش خون مونده که بیشتر از روی احتیاطه که مطمئن بشیم دختر خوشگلمون مشکلی نداره ، باید برین طبقه بالا انجام بدین»
جیهوپ« آهان باشه ممنون»
₹این نسخه دارو هاشو یکم برگه آزمایش
جیهوپ« دستت درد نکنه»
₹خواهش میکنم،کوچولو توم بیشتر مراقب خودت باش
& چشم
ادامه دارد
- ۳۳۴
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط