{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی تون رو گزاشتم

درخواستی تون رو گزاشتم


ببیخشد ک دیر شده
هرکسی درخواست داده تا فردا میزارم🤭🤝🏻✨

موضوع: اگه بهشون خیانت کنیم


دازای: فکر کردی ک این بعد از این که خیانت کردی زنده میمونه؟
داغون شده شدیدددددد😞
دیگه حوصله ی هیچکس رو نداره و دیگه کرم نمیریزه
با همه جدی شده چون قلبش شکستس💔
بیشتر از دفعات قبل خودکوشی میکنه
و در آخر هم تیر خلاص رو میزنه و ....☹️


چویا: انقد دلش می خواست که اون طرفو سلاخی کنه
ولی چون ت رو دوس داشت و میخواست خوشحالیتو ببینه
اون یارو رو نکشت🙂✨
همش تو باره و سعی می‌کنه نسبت بهت بی اهمیت بشه ولی موفق نیست
اونقدری مینوشه ک بیهوش میشه و اکو یا دازای باید بیاد جمش کنه😖
ممکنه به خودکشی هم فکر کنه


اکو: اینم سعی می کنه ک بی‌تفاوت باشه و ی کوچولو موفق میشه
با همه سر سنگین شده حتی گین ک خواهرشه🙁
پرخاشگری؟ اونقدر که هیچکس جرعت نداره نزدیکش بشه
ممکنه اخر شب گریه کنه قبل از خواب
اون قلبشو برات خورد کرده بود و دوباره ساخته بود ولی الان.....


اتسو: چجوری دلت میاد 😐
انقد گریه میکنه ک تار میبینه همه جارو
دیگه حوصله رفتن به اژانسم نداره
همش یرگوشه خونه کز کرده و به ت فکر میکنه
چونکه دوس داشت خوشحالیتو ببینه دیگه نزدیکت نیومد😖💔

ببخشید که دیر گزاشتم🤭🍫🥕



#انیمه
#سوکوکو
#شین_سوکوکو
#دازای
#چویا
#اکوتاگوا
#اتسوشی
#سناریو
#وانشات
#سگ_های_ولگرد_بانگو
دیدگاه ها (۱۷)

رمان بهترین من،پارت۳☆ساعت 12:00دازای میره تو خونه ی چویا*چوی...

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت دو. دازای بدونه نگاه به چوی...

رمان سوم پارت چهارم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚<< فردا صبح و...

part:2

Your eyesمیخوام رمان بنویسم و تو این رمان چویا و دازای هر دو...

پارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو چویا 🙂یه روز مسخره ی...

ابلیس

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

شکوفه های گیلاس🌸🌸پارت۶🌸دازای :خب... داشتن تو راهروی مافیا در...

بهار بدون تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط