رقص زیر نور ماه (پارت ۱)

// ویو ات //
خیلی وقته که تو کلاسای رقص ثبت نام کردم، خب هم علاقه دارم هم میخوام یه دنسر فوق العاده شم، پس بهترین گزینه کلاسای رقص استاد جانگ بود، اون واقعا دنسر فوق العاده ای بود و همچنین یه مربی عالی که در کنار جدیتش خیلی مهربون بود
الانم دارم میرم سر کلاسش، وارد شدم و با همه سلام علیک کردم و رفتم رختکن دخترا و لباسامو عوض کردم که
سوهی: باز که این خودشیرین اومد
ات: اولا ارث بابات نیس که نتونم بیام، دوما هرچی دوس داری فک کن
سوهی: خفه شو دختره ی پررو
اومد بخوابونه تو گوشم که دستش نزدیکم نشد، چشمامو باز کردم ، استاد جانگ دست سوهی رو گرفته بود.

// ویو جیهوپ //
داشتم میرفتم سمت دفترم که دیدم باز سوهی داره با ات دعوا میگیره، رفتم نزدیک تر دیدم میخواد اتو بزنه که دستشو گرفتم
جیهوپ: سوهی دقیقا چرا میخواستی اتو بزنی؟
سوهی: او.....اون بهم...... فوش داد
ات: من؟ *تعجب*
جیهوپ: سوهی من کل مدت همین پشت وایساده بودم داشتم میشنیدم ات چیزی نگف بعدم مگه بچه مهدکودکین فوش بدین بزنین همو
سوهی: خیل خب ببخشید
ات: *لبخند بزور*
جیهوپ: خوبه سریع تر آماده شین بیاین سالن کارتون دارم

// ویو ات //
استاد رفت و منم داشتم میرفتم که....

حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻

~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#جیهوپ
#هوسوک
#جانگ
#جانگ_هوسوک
#فیک_جیهوپ
#هوپی
#bts
#BTS
#J_hope
#Jhope
#Jung_hoosook
#hoosook
دیدگاه ها (۲)

وقتی عموت بود

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

#برادر ناتنی من

به زیباییه مشکی

الماس زیبای من ...

پنهان عشق

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

#عشق_بعد_نفرتپارت: 6ویو اترفتم آشپز خونه میزو جمع کردم و منت...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

عشق خیانت انتقام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط