وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵
وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵
(درخواستی)
پارت ۴(last part)
خب حلا وقت انتقام از اون زنیکه هرزه هست
دختر عمه کوک رو با ×نشون میدم
×سلام کایلا
+سلام
×سلام کوکییی(عشوه)
_سلام(سرد)
×وا کوکی جونم چرا انقدر سردی؟
_نیستم
×هستی
_نیستم
×هس..
+بس کن دیگه نمیفهمی حوصله شوخی های مسخره تورو نداره؟
×تو چی میگی این وسط؟
_حرف دهنتو بفهم نایا(اسم نایاعه)
×کوکی؟(بغض)
مامان کایلا:
بچه ها بیایید شام
وقتی رفتیم پشت میز کوکی اومد پیش من نشست و نایا اومد
×کوکی چرا پیش این دختره نشستی؟بیا پیش من(دست کوک رو گرفت)
_(دستشو جدا کرد)
_راحتم پیش کایلا
×اه
+ممنونم کوک
_خواهش میکنم
_توله(زیر گوشش گفت)
_اهم اهم میخوام یه چیزی بهتون بگم
خانواده هارو با # نشون میدم
# بگو
_اممم خب من از کایلا خوشم میاد
# چ.. چیییی؟؟؟
+دیروز اعتراف کرد بهم و منم بهش فرصت دادم که خودشو ثابت کنه
+و امروز توی اثبات خودش خیلی موفق بود
از اونجایی که مامان و بابای من بیشتر از چشماشون به کوک اعتماد دارن میدونستم مخالفتی ندارن
# وای عالیییه
# خیلی براتون خوشحالم
× چی میگی کوک؟
_ کر که نبودی شنیدی دیگه
× ولی کوک من تورو دوست داشتم
_ولی حالا من یکی دیگه رو دوست دارم
×کایلاااا(داد)
+بله؟
×چیکار کردی با کوکی من؟ اون منو دوست داشت
+من کاری نکردم
_من خودم کایلا رو انتخاب کردم
+و منم امروز کوک رو انتخاب کردم
مامان و بابای نایا پاشدن
# خب به نظرم بهتره ما بریم شب همگی بخیر
+به سلامت
_.....
شام هم تموم شد و خانواده ها رفتن توی آشپزخونه
خب خداروشکر این مرحله هم با خوبی تموم شد و حالا وقت ناز کردن خودم برای کوکیه
+کوکیااا
_جانم پرنسسم
+نمیخوای بیای دخترو بغل کنی؟
_اخ قربون این حرف زدنت بشم بیا بغلم
+اومدممم
_اخ بیا بغل بابایی
+خرگوشممم
_جانم کیوتچه
+هیچی فقط میخواستم صدات کنم
_که صدامو بشنوی؟
+اوهوم
_پس هرچقدر میخوای صدام کن
+اشکال نداره ۱۰۰ بار صدات کنم؟
_اصلا هزار بار صدام کن
+پس
+جونگکوکمممم
_جانم بیبی؟
+هیچی حیحی
_اخ من قربون کیوت بودنت بشمم
و خب یکمی شیطنت هم بد نیست نه؟
اوممم درسته من دخترم ولی خب بزار یکبار انجامش بدم
رفتم سمت کوکی و اروم لبامو گذاشتم روی لباش
اولش هیچ حرکتی نکرد فکر کنم داشت هضم میکرد چی شده
ولی بعدش با دستاش محکم پشت کمرمو گرفت و به خودش چسبوند خودش کنترل بوسه رو دستشش گرفت
مک های عمیق و دردناکی میزد و ناله های منم توی دهنش خفه میشد
زبونمو به بازی گرفت منم همراهیش کردم
صدا بوسمون کل اتاق رو پر کرد
#بچه ه..
مثل برق گرفته ها از هم جدا شدیم
#فکر کنم مزاحم اوقات صمیمیت تون شدیم نه؟
+ن...نه بابا ما که کارینمیکردیم
_اره بابا
_پس کی بود شروع کرد؟(دم گوشش)
+هیش کوک ساکت شو
#باشه میخواستم بگم امشب اینجا میمونی کوک خواستم بدونی
_ممنون خاله
_بیبی امشب سعی کن خیلی کیوت نباشی چون ممکنه بدجور به فاک بری که تا ۲ ماه نتونی راه بری
+کوک امشب نه
_باشهامشب نه ولی خب به هرحال این همه روز دیگه هست
+باشه امشب فقطبخوابیم
_باشه بیا بغل بابایی
+عاشقتم کوکی
_من میمیرم برات دخترم
The end.....
حمایت کنید قربونتون برم🩵
تا اول مهر هرروز یه چندپارگی کامل اپلود میشه به شرط حمایت های زیاددد
(درخواستی)
پارت ۴(last part)
خب حلا وقت انتقام از اون زنیکه هرزه هست
دختر عمه کوک رو با ×نشون میدم
×سلام کایلا
+سلام
×سلام کوکییی(عشوه)
_سلام(سرد)
×وا کوکی جونم چرا انقدر سردی؟
_نیستم
×هستی
_نیستم
×هس..
+بس کن دیگه نمیفهمی حوصله شوخی های مسخره تورو نداره؟
×تو چی میگی این وسط؟
_حرف دهنتو بفهم نایا(اسم نایاعه)
×کوکی؟(بغض)
مامان کایلا:
بچه ها بیایید شام
وقتی رفتیم پشت میز کوکی اومد پیش من نشست و نایا اومد
×کوکی چرا پیش این دختره نشستی؟بیا پیش من(دست کوک رو گرفت)
_(دستشو جدا کرد)
_راحتم پیش کایلا
×اه
+ممنونم کوک
_خواهش میکنم
_توله(زیر گوشش گفت)
_اهم اهم میخوام یه چیزی بهتون بگم
خانواده هارو با # نشون میدم
# بگو
_اممم خب من از کایلا خوشم میاد
# چ.. چیییی؟؟؟
+دیروز اعتراف کرد بهم و منم بهش فرصت دادم که خودشو ثابت کنه
+و امروز توی اثبات خودش خیلی موفق بود
از اونجایی که مامان و بابای من بیشتر از چشماشون به کوک اعتماد دارن میدونستم مخالفتی ندارن
# وای عالیییه
# خیلی براتون خوشحالم
× چی میگی کوک؟
_ کر که نبودی شنیدی دیگه
× ولی کوک من تورو دوست داشتم
_ولی حالا من یکی دیگه رو دوست دارم
×کایلاااا(داد)
+بله؟
×چیکار کردی با کوکی من؟ اون منو دوست داشت
+من کاری نکردم
_من خودم کایلا رو انتخاب کردم
+و منم امروز کوک رو انتخاب کردم
مامان و بابای نایا پاشدن
# خب به نظرم بهتره ما بریم شب همگی بخیر
+به سلامت
_.....
شام هم تموم شد و خانواده ها رفتن توی آشپزخونه
خب خداروشکر این مرحله هم با خوبی تموم شد و حالا وقت ناز کردن خودم برای کوکیه
+کوکیااا
_جانم پرنسسم
+نمیخوای بیای دخترو بغل کنی؟
_اخ قربون این حرف زدنت بشم بیا بغلم
+اومدممم
_اخ بیا بغل بابایی
+خرگوشممم
_جانم کیوتچه
+هیچی فقط میخواستم صدات کنم
_که صدامو بشنوی؟
+اوهوم
_پس هرچقدر میخوای صدام کن
+اشکال نداره ۱۰۰ بار صدات کنم؟
_اصلا هزار بار صدام کن
+پس
+جونگکوکمممم
_جانم بیبی؟
+هیچی حیحی
_اخ من قربون کیوت بودنت بشمم
و خب یکمی شیطنت هم بد نیست نه؟
اوممم درسته من دخترم ولی خب بزار یکبار انجامش بدم
رفتم سمت کوکی و اروم لبامو گذاشتم روی لباش
اولش هیچ حرکتی نکرد فکر کنم داشت هضم میکرد چی شده
ولی بعدش با دستاش محکم پشت کمرمو گرفت و به خودش چسبوند خودش کنترل بوسه رو دستشش گرفت
مک های عمیق و دردناکی میزد و ناله های منم توی دهنش خفه میشد
زبونمو به بازی گرفت منم همراهیش کردم
صدا بوسمون کل اتاق رو پر کرد
#بچه ه..
مثل برق گرفته ها از هم جدا شدیم
#فکر کنم مزاحم اوقات صمیمیت تون شدیم نه؟
+ن...نه بابا ما که کارینمیکردیم
_اره بابا
_پس کی بود شروع کرد؟(دم گوشش)
+هیش کوک ساکت شو
#باشه میخواستم بگم امشب اینجا میمونی کوک خواستم بدونی
_ممنون خاله
_بیبی امشب سعی کن خیلی کیوت نباشی چون ممکنه بدجور به فاک بری که تا ۲ ماه نتونی راه بری
+کوک امشب نه
_باشهامشب نه ولی خب به هرحال این همه روز دیگه هست
+باشه امشب فقطبخوابیم
_باشه بیا بغل بابایی
+عاشقتم کوکی
_من میمیرم برات دخترم
The end.....
حمایت کنید قربونتون برم🩵
تا اول مهر هرروز یه چندپارگی کامل اپلود میشه به شرط حمایت های زیاددد
- ۴.۸k
- ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط