عاقبت ، از چشم هایت انتقامی می کشم
عاقبت ، از چشم هایت انتقامی می کشم
نعره ها ، از یاد یار بی مرامی می کشم
خسته ام از اضطراب شاخه های خشک باغ
پشت پلک پنجــره ، آه مدامی می کشم
با صدایی از ته دل ، دلهـــره خواهم سرود
نقش اندوه خودم را ، روی جامی می کشم
آخـرین سیگار تلخ و آخـــــرین کبریت را
در غروبی بی تو ، روی پشت بامی می کشم
ترکش خمپاره ی چشمت چو بر قلبم نشست
ناله از بیماری بی التیامـــــــی می کشم
هیچ میدانی که چشمان تو با قلبم چه کرد؟
انتظار غمزه ای ، از هر پیامی می کشم ؟
لشکر چنگیز چشمت ، چون به نیشابور رفت
ناگهـــان با بغض ، شمشیر از نیامی می کشم
" وه که من ، در سرزمین عاشقان سلطانم و
زیر دست مردم بی دل ، غلامی می کشم " *
هیچ می دانی که یوسف را ، ز قعر چاه عشق
می برم بالا و تا ، قائم مقامـــی می کشم ؟
شعر را در انتها ، با " تو" بپایان می برم
با خیال تو ، نفس در هر کلامی می کشم
نعره ها ، از یاد یار بی مرامی می کشم
خسته ام از اضطراب شاخه های خشک باغ
پشت پلک پنجــره ، آه مدامی می کشم
با صدایی از ته دل ، دلهـــره خواهم سرود
نقش اندوه خودم را ، روی جامی می کشم
آخـرین سیگار تلخ و آخـــــرین کبریت را
در غروبی بی تو ، روی پشت بامی می کشم
ترکش خمپاره ی چشمت چو بر قلبم نشست
ناله از بیماری بی التیامـــــــی می کشم
هیچ میدانی که چشمان تو با قلبم چه کرد؟
انتظار غمزه ای ، از هر پیامی می کشم ؟
لشکر چنگیز چشمت ، چون به نیشابور رفت
ناگهـــان با بغض ، شمشیر از نیامی می کشم
" وه که من ، در سرزمین عاشقان سلطانم و
زیر دست مردم بی دل ، غلامی می کشم " *
هیچ می دانی که یوسف را ، ز قعر چاه عشق
می برم بالا و تا ، قائم مقامـــی می کشم ؟
شعر را در انتها ، با " تو" بپایان می برم
با خیال تو ، نفس در هر کلامی می کشم
- ۲.۰k
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط