عاقبت ، از چشم هایت انتقامی می کشم

عاقبت ، از چشم هایت انتقامی می کشم
نعره ها ، از یاد یار بی مرامی می کشم

خسته ام از اضطراب شاخه های خشک باغ
پشت پلک پنجــره ، آه مدامی می کشم

با صدایی از ته دل ، دلهـــره خواهم سرود
نقش اندوه خودم را ، روی جامی می کشم

آخـرین سیگار تلخ و آخـــــرین کبریت را
در غروبی بی تو ، روی پشت بامی می کشم

ترکش خمپاره ی چشمت چو بر قلبم نشست
ناله از بیماری بی التیامـــــــی می کشم

هیچ میدانی که چشمان تو با قلبم چه کرد؟
انتظار غمزه ای ، از هر پیامی می کشم ؟

لشکر چنگیز چشمت ، چون به نیشابور رفت
ناگهـــان با بغض ، شمشیر از نیامی می کشم

" وه که من ، در سرزمین عاشقان سلطانم و
زیر دست مردم بی دل ، غلامی می کشم " *

هیچ می دانی که یوسف را ، ز قعر چاه عشق
می برم بالا و تا ، قائم مقامـــی می کشم ؟

شعر را در انتها ، با " تو" بپایان می برم
با خیال تو ، نفس در هر کلامی می کشم
دیدگاه ها (۴)

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

عاقبت یک شب تو را تا لنج و دریا می برمتا هجوم قاصدک در شهر ر...

. عاقبت یک شب تو را تا لنج و دریا می برمتا هجوم قاصدک در شهر...

عاقبت یک شب تو را تا لنج و دریا می برمتا هجوم قاصدک در شهر ر...

عاقبت یک شب تو را تا لنج و دریا می برم تا هجوم قاصدک در شهر ...

#کوچه_ها#فرزاد_فرزینبه هوات هنوزم عاشقونه چه تنها شهرو قدم م...

از پشت قاب پنجره ، پر می زنی در باورم‌ انگار می بینم تو را د...

به هوات هنوزم عاشقونه چه تنها شهرو قدم میزنمدیوونه وار تورو ...

📗 ادامه کتابِ《 راستي دردهایم کو ؟ 》 #قسمت_صدوچهلُ_هشت ...

الا ای چاه یارم را گرفتندگلم ، باغم ، بهارم را گرفتندمیان کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط