{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد

گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد

و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض

تا بیاید از راه

از خم پیچک نیلوفرها

روی موهای سرت بنشیند

یا که از قطره آب کف دستت بخورد

گاه یک سنجاقک ، همه معنی یک زندگی است ...
دیدگاه ها (۲)

وقتی خدا از پشت ، دستهایش را روی چشمانم گذاشت ، از لای انگشت...

تورا من چشم در راهم(همه هنگام) نه چون نیما که میگوید(شباهنگ...

نگاهت را به زمین میخ کرده ای و دیدنم را جذرگرفته ای ... بی آ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

راهنمای شوره و چربیاین مقاله راهنمای تشخیص و مدیریت مشکلات پ...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

سناریو ران

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط