نگران شب هایم نباش …

نگران شب هایم نباش …
“تنها” نیستم …
“بالشم” …
“هق هق سکوتم” …
“قرص هایم” …
“پاکت سیگارم” …
“لرزش دستانم” …
همه هستن
نگران نباش عزیزم...
دیدگاه ها (۵)

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

رمان سوم پارت نوزدهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚@ویو دازای ت...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

4مارس2016 پایه تخت فرانسه یکی از مخفیگاه های کارس واتر ساعت1...

رز آبی پارت ۱۹

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 186♡⁠。⁠)⁩نفسش ر...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

وقتی سرطان داشتی اما...دوتا برگه توی دستای لرزون بود..برگه ی...

راستش همه ی این اتفاقا برام افتاده و الان تننهام ولی میدونم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط