:)

دستش رو به زیر
گونه ی سرخ پسر کشید و پیشونیش رو به پیشونیش تکیه داد، عطرش رو نفس کشید و با بغض زمزمه کرد:
_ دوستت دارم...بیشتر از اشکهایی که برام ریختی...بیشتر از پاکیه بی پایان قلبت، بیشتر از دردی که به خاطرم کشیدی...و بیشتر از آتش گناهی که جفتمون مرتکب شدیم...ببخش که این همه منتظرت گذاشتم عشق من.
_دزیره،تهیونگ_
🫂🫀🤌🏻
دیدگاه ها (۰)

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

My Arirang Part ۱۷.( صدای باز شدن آروم در ... پیشکار هون که ...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

Custom bride part : 6

دید پنهان انفجار اشکار

دختر و پارتی

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴³. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا چند ثانیه فقط...

پارت ۲۲:

هم‌سلولی (part6)دختر لبخند پر رنگی زد و روی پا های جونگین نش...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط