『 #Dark Fantasy Romance 』
『 #Dark Fantasy Romance 』
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ²⁴
با رفتن لیندا، سکوتی سنگین بر اتاق حاکم شد.
جونگکوک دستش را کلافه میان موهای سیاهش فرو برد و قدمی به تخت نزدیکتر شد. لبهی تخت نشست و به چهرهی مبهوت، رنگپریده و معصوم الوآ زل زد. خطوط بنفشرنگِ ضعیفی زیر پوست مچ دست جونگکوک شروع به خزیدن کرده بودند؛ زهر دوباره بیدار شده بود و برای جرعهای دیگر از خونِ دخترک فریاد میزد.
جونگکوک دست لرزانش را بالا آورد. انگشتان درشتش برای لحظهای گونهی سرد الوآ را لمس کردند. حس عذابوجدان مثل خنجری کند درون سینهاش فرو میرفت. کلمات لیندا توی گوشش زنگ میزدند: «اگر ادامه بدی، با دستهای خودت تنها نجاتدهندهت رو میکشی...»
جونگکوک زیر لب با صدایی که بیشتر به نالهای خفه شباهت داشت زمزمه کرد:
— نباید بذارم بمیری پرنسس... نه تا وقتی که من هنوز بهت نیاز دارم.
او از جایش بلند شد و سریع شیشهی معجونِ دستساز لیندا را از روی میز برداشت. قاشقِ نقرهای را پر از مایعِ سرخ و تقویتی کرد، الوآ را به آرامی بالا کشید و سرش را روی شانهاش تکیه داد. گرمای تنِ جونگکوک و بوی عطرِ تلخش برای ثانیهای هوشیاریِ مبهمی به الوآ بخشید.
الوآ به سختی پلکهای سنگینش را باز کرد. دیدنِ چهرهی نزدیکِ جونگکوک در تاریکروشنای اتاق، باعث شد لبهای خشکیدهاش را تکان دهد و با صدایی ناپیدا بنالد:
— باز هم...؟ میخوای... خونم رو...
جونگکوک لبهی قاشق را روی لبهای الوآ گذاشت و با لحنی خشن که سعی داشت نرمیِ ناگهانیاش را پشت آن پنهان کند، گفت:
— ساکت شو و این کوفتی رو بخور! من فعلاً تشنه نیستم پرنسس... بخورش قبل از اینکه خودم مجبورت کنم.
الوآ که توانی برای مقاومت نداشت، معجون تلخ را بلعید. جونگکوک او را دوباره روی بالشهای نرم قرار داد و پتو ضخیمش را تا روی شانههای او بالا کشید.
در همین حال، تهیونگ آرامی درِ اتاق را باز کرد و سرش را داخل آورد. نگاهش ابتدا روی الوآ و سپس روی جونگکوک نشست که دستهایش از شدت فشارِ زهر میلرزیدند.
تهیونگ با لحنی که شوخیهای همیشگیاش از آن رخت بسته بود، پچپچ کرد:
— جونگکوک... جیمین خبر فرستاده که کالیکس به بهانهی تحویل گرفتنِ اولین باج و غنایمِ سالانهی آروندیل، خودش شخصاً داره با گاردش به سمت دروازههای جنوبی میره. اون میخواد قبل از تو مدارک و غنایمِ آروندیل رو دست بگیره تا شورا رو علیه تو بشورونه... اگه نری، رسماً کنترلو به دست میگیره.
ادامه دارد...
#TheScarletCure #DarkFantasyRomance #JeonJungkook #JungkookFanfiction #EluaVoltaire #JKFF #EnemiesToLovers #DarkRomance
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ²⁴
با رفتن لیندا، سکوتی سنگین بر اتاق حاکم شد.
جونگکوک دستش را کلافه میان موهای سیاهش فرو برد و قدمی به تخت نزدیکتر شد. لبهی تخت نشست و به چهرهی مبهوت، رنگپریده و معصوم الوآ زل زد. خطوط بنفشرنگِ ضعیفی زیر پوست مچ دست جونگکوک شروع به خزیدن کرده بودند؛ زهر دوباره بیدار شده بود و برای جرعهای دیگر از خونِ دخترک فریاد میزد.
جونگکوک دست لرزانش را بالا آورد. انگشتان درشتش برای لحظهای گونهی سرد الوآ را لمس کردند. حس عذابوجدان مثل خنجری کند درون سینهاش فرو میرفت. کلمات لیندا توی گوشش زنگ میزدند: «اگر ادامه بدی، با دستهای خودت تنها نجاتدهندهت رو میکشی...»
جونگکوک زیر لب با صدایی که بیشتر به نالهای خفه شباهت داشت زمزمه کرد:
— نباید بذارم بمیری پرنسس... نه تا وقتی که من هنوز بهت نیاز دارم.
او از جایش بلند شد و سریع شیشهی معجونِ دستساز لیندا را از روی میز برداشت. قاشقِ نقرهای را پر از مایعِ سرخ و تقویتی کرد، الوآ را به آرامی بالا کشید و سرش را روی شانهاش تکیه داد. گرمای تنِ جونگکوک و بوی عطرِ تلخش برای ثانیهای هوشیاریِ مبهمی به الوآ بخشید.
الوآ به سختی پلکهای سنگینش را باز کرد. دیدنِ چهرهی نزدیکِ جونگکوک در تاریکروشنای اتاق، باعث شد لبهای خشکیدهاش را تکان دهد و با صدایی ناپیدا بنالد:
— باز هم...؟ میخوای... خونم رو...
جونگکوک لبهی قاشق را روی لبهای الوآ گذاشت و با لحنی خشن که سعی داشت نرمیِ ناگهانیاش را پشت آن پنهان کند، گفت:
— ساکت شو و این کوفتی رو بخور! من فعلاً تشنه نیستم پرنسس... بخورش قبل از اینکه خودم مجبورت کنم.
الوآ که توانی برای مقاومت نداشت، معجون تلخ را بلعید. جونگکوک او را دوباره روی بالشهای نرم قرار داد و پتو ضخیمش را تا روی شانههای او بالا کشید.
در همین حال، تهیونگ آرامی درِ اتاق را باز کرد و سرش را داخل آورد. نگاهش ابتدا روی الوآ و سپس روی جونگکوک نشست که دستهایش از شدت فشارِ زهر میلرزیدند.
تهیونگ با لحنی که شوخیهای همیشگیاش از آن رخت بسته بود، پچپچ کرد:
— جونگکوک... جیمین خبر فرستاده که کالیکس به بهانهی تحویل گرفتنِ اولین باج و غنایمِ سالانهی آروندیل، خودش شخصاً داره با گاردش به سمت دروازههای جنوبی میره. اون میخواد قبل از تو مدارک و غنایمِ آروندیل رو دست بگیره تا شورا رو علیه تو بشورونه... اگه نری، رسماً کنترلو به دست میگیره.
ادامه دارد...
#TheScarletCure #DarkFantasyRomance #JeonJungkook #JungkookFanfiction #EluaVoltaire #JKFF #EnemiesToLovers #DarkRomance
- ۷.۷k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط