يه بار ماشین و برداشتم با بچه ها رفتيم بيرون

يه بار ماشین و برداشتم با بچه ها رفتيم بيرون

حالا صدای ضبط تا آخر زياد ، همه هم توي جَو

خلاصه يهو يه افسره جلومون رو گرفت گفت بزن بغل

منم به بچه ها گفتم اداي اين بچه با حالا و با با معرفتا رو در بيارين بی خیال شه ، جریمه نكنه !!!

خلاصه پلیسه گفت اين چه وضعه رانندگيه / ماشين بايد بره پاركينگ !!!

يهو منم قاطی كردم گفتم ميدوني من كيم ؟!؟!؟

اصلا حواست هست داري با كي حرف ميزني !!!

بگم !! بگم !!! رفيقام هم اومدن جلوي دهنم رو گرفتن گفتن نگو نگو

گناه داره اخراج ميشه !!!

پليسه هم رنگشو باخت / آب دهنشو قورت داد و گفت :

نه نميدونم / ببخشيد شما كي هستين ؟؟؟

منم با يه صداي خسته بهش گفتم :

من يه پرنده ام ارزو دارم تو یارم باشی/

بچه ها هم همه دس ميزدن

هيچي ديگه همگي دور هم با افسره كلي خنديديم و گفت باهاتون خعلي حال كردم / بچه هاي باحالي هستيد

آخر سر هم 50 تومن جریمه شديم / ماشین هم رفت پارکینگ / ضبط و بانداش رو هم باز كردند

خودمون رو هم بردن تست اعتیاد و همه چی به خیر و خوبی و خوشی تمام شد ...
دیدگاه ها (۴۲)

سلاااام بچه‌ها، روزتون بخیررر 🌱❤️امروز وسیله نداشتم، ادای پ...

کپشن مهم 💥سلام بروبچ چخبر ؟؟عام بروبچ خواستم بهتون یه چیزی ب...

"سلام بچه‌ها.... 👋🏻"می‌دونم یهو غیبم زد و یه پیام دادم و بعد...

من امروز صبح برای خودم قیساوا درست کردم، همون صبحونه‌ ی خوشم...

یه بسته بادکنک کوچولو برای پسرم خریده بودم، ولی همشو قایم کر...

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

شلام برین برای پارت گذاری ؟❣️❤️🧸🎀🤭بزن بریممممم رمان :«استاد ...

رومان عشق پنهانی (پارت11)

پارت ۸: جنگِ جهانیِ خوابگاه!هنوز چمدونم رو زمین نذاشته بودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط