سلاااام بچه‌ها، روزتون بخیررر 🌱❤️

سلاااام بچه‌ها، روزتون بخیررر 🌱❤️
امروز وسیله نداشتم، ادای پولدارا رو هم در نیاریم، ما خاکی و بی‌ریاییم 😂
ماشین عشق جان خراب شد، ماشین من موند دست عشق جان و منم موندم پیاده 🤣 گفتم اسنپ نگیرم و یه کم اقتصادی عمل کنم، بعد از یه عمر سوار سرویس شدم، سر کوچه پیادم کرد، بوی غذا هم از تهیه غذای سر کوچه اومد، نهارمونو هم همونجا خریدیم 🤣🤣خلاصه امروز همه‌چی دست به دست هم داد که اقتصادی زندگی کنیم 😂
جاتون سبز 🌱❤️
دیدگاه ها (۱)

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۳

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

سناریو هنتای : وسوسه ی دارچینی

پشت نقاب عشق 💗صبح روز بعد، نور آفتاب از پنجره‌های بزرگ عمارت...

همین که مریم از کوچه باریک وارد کوچه ما که عریض تر بود شد بد...

رمان:#کوچولو#پارت_۶نمیدونم پشت خط چیگفت که مرد گفت:+یه اسم ب...

« وسواس مافیا »پارت ۶: حقیقتی که بوی باروت می‌داد بارون هنوز...

عشق پنهان پارت ۲۵

﴿ برده ﴾ part ۲ با پنجه بوکس تو دستش پشته گردنش را خاروند بل...

#Part148#آدمای_شرطی 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 الان میتونم بگم خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط