یک لحظه تو را دیدم و دینم به فنا رفت

یک لحظه تو را دیدم و دینم به فنا رفت

آنـقـدر ، که داری ، بـه خداونـد ، شباهَت

خَـنـدیدی و چـالـی وسط گـونـه ات اُفتاد

از چـالـه در آور «وَ» بیـانداز ، بـه چـاهَـت

دلبسته به تو شهری و مـن یک نفرم آه

یک سوزنم و گُم شده در ، موی سیاهَت
دیدگاه ها (۲)

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

پارت 41رمان عشق مدرسه ای که یهو از سبزه هایی که روی چمن قرار...

My_idol

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

شاهکاری به نام دروغ

تک پارتی سینا ساعی وقتی

چند پارتی

زیبای کوچک فریبکار

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط