چند پارتی ( فرار نکن بیبی من)
Part 4
× آقای مدیر لطفاً دوربین رو بزنین ببینم در طی زنگ تفریح چه اتفاقی افتاده
( فیلم اینکه جونگ کوک به الکس گفت و الکس برد اونو زندانی کرد پخش شد)
× من اینو میخوام ببرم تو کلاس پلی کنم که همه ببینن
#بفرمایید
( رفت کلاس و فلش رو زد به نمیدونم اسمش نمایش دهنده 😂 خلاصه زد و پخش شد )
..................
ادمین : ببخشید یه سوال بهتر نیست بری ا/ت رو در بیاری بجای فیلم پخش کردن
× من خودم تصمیم میگیرم
ادمین : برو برو بابا
× بابات نیستم
ادمین: 😒
......................
خیله خب رفتن ا/ت رو در آوردن
× الکس و جونگ کوک برین از ا/ت بخاطر کار زشتتون عذرخواهی کنید
- بمیرمم این کارو برای یه جوجه کوچولو نمیکنم
£ ا/ت من ازت معذرت میخوام
+ تکرار نشه
£ باشه
× جونگ کوک پاشو عذرخواهی کن
- نه
× ( اخم )
- بهتر نیست درسو بدین
( معلم چون از قبل میدونست پدر جونگ کوک مافیاست برای همین زیاد با جونگ کوک کاری نداره . اوکی؟)
( ا/ت رفت نشست چون ازش میترسید)
( و معلم شروع کرد به درس دادن )
(زنگ که خورد همه رفتن خونه )
ا/ت هم سوار ماشینش شد و رفت خونه
ویو ا/ت
لعنتی یه کثافت ( هوی درست حرف بزن) روز اول مدرسم بود
( فلش بک به خونه )
+ سلام من اومدم
مادرش : سلام دخترم
پدرش : سلام عسلم
+ داداشی کو؟
مادرش : طبقه بالاس برو لباست رو عوض کن و صداش بزن
+ باشه
🌹 ادامه میدم
× آقای مدیر لطفاً دوربین رو بزنین ببینم در طی زنگ تفریح چه اتفاقی افتاده
( فیلم اینکه جونگ کوک به الکس گفت و الکس برد اونو زندانی کرد پخش شد)
× من اینو میخوام ببرم تو کلاس پلی کنم که همه ببینن
#بفرمایید
( رفت کلاس و فلش رو زد به نمیدونم اسمش نمایش دهنده 😂 خلاصه زد و پخش شد )
..................
ادمین : ببخشید یه سوال بهتر نیست بری ا/ت رو در بیاری بجای فیلم پخش کردن
× من خودم تصمیم میگیرم
ادمین : برو برو بابا
× بابات نیستم
ادمین: 😒
......................
خیله خب رفتن ا/ت رو در آوردن
× الکس و جونگ کوک برین از ا/ت بخاطر کار زشتتون عذرخواهی کنید
- بمیرمم این کارو برای یه جوجه کوچولو نمیکنم
£ ا/ت من ازت معذرت میخوام
+ تکرار نشه
£ باشه
× جونگ کوک پاشو عذرخواهی کن
- نه
× ( اخم )
- بهتر نیست درسو بدین
( معلم چون از قبل میدونست پدر جونگ کوک مافیاست برای همین زیاد با جونگ کوک کاری نداره . اوکی؟)
( ا/ت رفت نشست چون ازش میترسید)
( و معلم شروع کرد به درس دادن )
(زنگ که خورد همه رفتن خونه )
ا/ت هم سوار ماشینش شد و رفت خونه
ویو ا/ت
لعنتی یه کثافت ( هوی درست حرف بزن) روز اول مدرسم بود
( فلش بک به خونه )
+ سلام من اومدم
مادرش : سلام دخترم
پدرش : سلام عسلم
+ داداشی کو؟
مادرش : طبقه بالاس برو لباست رو عوض کن و صداش بزن
+ باشه
🌹 ادامه میدم
- ۱۱.۸k
- ۱۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط