ادامه رمان جنگل ترسناک قسمت ۳

میرا یک سیلی محکم به جینو میزنه و میگه: دیگه نبینم به زویی چیزی بگی.
بیبی سریع منو میگیره و کنار میکشه.
من: بببسسسههه دیگه داره میاد صدا خیلی نزدیک شده.
رومی: وایی بیایید فرار کنیم.
من: فرارررر ککنننیییدددد.
دختان تکان میخوردن.
ابی: فکر کنم نزدیک شده.
سریع همه پشت درختی قایم میشن.
سایرن هد از کنار آنها رد میشه.
ناگهان رومی عطسه میکنه.
همه میگن: ررررووووممممیییییی.
رومی میگه: سریعع ببرررییددد.
سایرن هد دنبالشون میوفته.
ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۲)

حقیقت پنهانپارت ۸ ویو ادمین :بورام متوجه نگاه ها و حرف های ج...

جنگل ترسناک قسمت ۷

جنگل ترسناک قسمت ۸

جنگل ترسناک قسمت ۱۰

جنگل ترسناک قسمت ۶

ادامه رمان جنگل ترسناک قسمت ۲

Betrayal p4

𝔓𝔞𝔯𝔱⑦

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.65⭐(از زبون نو...

رمان معشوقه ی شیطون زیبای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط