ادامه رمان جنگل ترسناک قسمت ۲
بچه ها رفتن و نشستن.
رومی: بچه ها بیاید جرعت و حقیقت بازی کنیم.
همه تاييد کردن.
وقتی داشتن بازی میکردن صدای اهنگی ترسناک اومد.
همه ترسیدند.
رومنس با صدایی ترسیده گفت: اون صدای چیه
من کتابمو باز کردم و گفتم: صدایی که داره میاد شبیه صدا هایی که سایرن هد میده.
میرا با حالت ترسیده گریه میکنه و میگه: از کجا میدونی؟ یعنی میمیریم؟
من: نمیدونم ممکنه بمیریم؟؟
جینو عصبانی میشه و میگه: زوییی واقعا خیلی بدی.
من: چررااا مگه چی کردم؟
ادامه دارد......
رومی: بچه ها بیاید جرعت و حقیقت بازی کنیم.
همه تاييد کردن.
وقتی داشتن بازی میکردن صدای اهنگی ترسناک اومد.
همه ترسیدند.
رومنس با صدایی ترسیده گفت: اون صدای چیه
من کتابمو باز کردم و گفتم: صدایی که داره میاد شبیه صدا هایی که سایرن هد میده.
میرا با حالت ترسیده گریه میکنه و میگه: از کجا میدونی؟ یعنی میمیریم؟
من: نمیدونم ممکنه بمیریم؟؟
جینو عصبانی میشه و میگه: زوییی واقعا خیلی بدی.
من: چررااا مگه چی کردم؟
ادامه دارد......
- ۲.۶k
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط