جنگل ترسناک قسمت ۶

ابی با بقیه نمیره و میگه من با شما که انقدر لوسید هیج جا نمیرم.
میستری رو به ابی میکنه و میگه: حالا باز ببخشون الان که دخترا رفتن بیاین ماهم استراحت کنیم.
بیبی: هیی غذا داریم؟؟
میستری: آره بابا زیادم داریممم.
خب بریم سراغ دخترا
رومی توی راه جینو رو صدا میزنه که یک دفعه یک چیزی زیر پاش حس میکنه.
وقتی نگاه میکنه میبینه دسبندی که خودش به جینو داده زیر پاشه.
من: احتمالا جینو این طرفاس
میرا: خوب بیاین بریم.
من: احتمال حمله سایرن هد وجود داره، پس باهم میریم و از صلاح هامون استفاده میکنم.
میرا: از کجا احتمالو فهمیدی؟؟؟
من: خب اگه نگاه کنی، میبینی که تابلو هشدار جلوته.
ادامه دارد........
دیدگاه ها (۰)

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

THE FIRST KISSPART: 5تهیونگ: میتونم عشقتو به خودم حس کنم تو...

کسخلان گروگان

Part 12

جنگل ترسناک قسمت ۷

ادامه رمان جنگل ترسناک قسمت ۳

جنگل ترسناک قسمت ۸

جنگل ترسناک قسمت ۵

ادامه رمان جنگل ترسناک قسمت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط