{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوساله گفت: پدر بزرگ ، آدم‌ها ما را می‌کُشند و همه جای ما

گوساله گفت: پدر بزرگ ، آدم‌ها ما را می‌کُشند و همه جای ما را میخورند اما خرها را نه می‌کشند و نه هیچ جایشان را می‌خورند!
یعنی واقعا آن‌ها خوردنی نیستند؟! چرا این همه اختلاف؟!
پدر بزرگ گوساله گفت: پسرم آنها به "مزرعه دارها" سواری می‌دهند پس زنده می‌مانند! یادت باشد این راز زنده ماندن در مزرعه است...

📚من گوساله ام
-بزرگمهر حسین پور

❤️ |
#read_a_book
دیدگاه ها (۰)

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

سناریو از انیمه توکیو ریونجرزپارت ۱سال ها از زمانی که اعضای ...

ا🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۶«پدر»ات هنوز به درِ سیاه خیره مانده...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

---❖ خاندان روینتا ❖«خونِ ما از پادشاهی‌ها قدیمی‌تر است. جاد...

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع) بخش دوم

گوساله گفت : پدر بزرگ، آدمها ما را میکشند و همه جای ما را می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط