سنجاق قفلی ها را دوست دارم
سنجاق قفلی ها را دوست دارم
از همان کودکی دوست شان داشتم
نه اینکه حس نوستالژی باشند ها ! نه !
آنها بانی وصل اند اما خودشان بی وصل می مانند...
خم می شوند ؛
ولی خم به ابرو نمی آورند.
زنگ می زنند ؛
کج می شوند ولی خودشان زنگار به دلت نمی زنند ..
تیزند ؛یکرنگ ؛ ساده و بی آلایش، کارشان فقط وصل و پیوند است و چه خوب انجامش می دهند...
کاش هیچ وقت سنجاق زندگی تان گم نشود،
همان سنجاقی که تو را به این زندگی وصلت می کند،
حسی که درون هر آدمی زنده است،
شاید حسی قشنگ باشد از یک دوست
یک همراه، یک عشق ...
که به تو یادآوری می کند امید و زندگی را،،،
از همان کودکی دوست شان داشتم
نه اینکه حس نوستالژی باشند ها ! نه !
آنها بانی وصل اند اما خودشان بی وصل می مانند...
خم می شوند ؛
ولی خم به ابرو نمی آورند.
زنگ می زنند ؛
کج می شوند ولی خودشان زنگار به دلت نمی زنند ..
تیزند ؛یکرنگ ؛ ساده و بی آلایش، کارشان فقط وصل و پیوند است و چه خوب انجامش می دهند...
کاش هیچ وقت سنجاق زندگی تان گم نشود،
همان سنجاقی که تو را به این زندگی وصلت می کند،
حسی که درون هر آدمی زنده است،
شاید حسی قشنگ باشد از یک دوست
یک همراه، یک عشق ...
که به تو یادآوری می کند امید و زندگی را،،،
- ۱.۷k
- ۱۳ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط