{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سنجاق قفلی ها را دوست دارم

سنجاق قفلی ها را دوست دارم

از همان کودکی دوستشان داشتم
نه اینکه حس نوستالژی باشند ! نه !
آنها بانی وصل اند اما خودشان را بی وصل می مانند
خم می شوند ؛
ولی خم به ابرو نمی آورند
زنگ می زنند ؛
کج می شوند ولی خودشان زنگار به دلت نمی زنند ...
تیزند ؛ یکرنگ ؛ ساده و بی آلایش ..
کاش هیچ وقت سنجاق زندگی گم نشود ،
همان سنجاقی که تو را به این زندگی وصلت می کند ،
حسی که درون هر آدمی زنده است ،
شاید حسی قشنگ باشد از یک دوست یک همراهی ....
که به تو یادآوری کند امید و زندگی را ،
شاید آدم هایی باشند که تو را همراهی کرده اند تا بدین جا برسی ...
دیدگاه ها (۱)

جانا!ز فراق تو، این محنت جان تا کی؟دل، در غم عشق تو رسوای جه...

عشق چراغی کوچک است اما نور آن کافیست. لازم نیست با خود خورشی...

تو همان چیزی که می توانی باشی هستی.هدفی در کار نیست,ما به هی...

گفتم ای فال فروشلای این بسته ی فال«مژده ای دل که مسیحا نفسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط