فیک (باور ندارم)

کوک*ویو
من جئون جانگ کوک هستم
بابا(جونگهون) و مامانم(میجِلا) خیلی پولدارن و خیلی بدجنسن.
مامان و بابام هیچ وفت همدیگه رو نمی خواستن
جوری که من و داداشم عقده ای بار اومدیم.
من ۲۵ سالمه
ا.ت*ویو
من ۲۴ سالمه اسمم کیم ا.ت هستش.
مامان و بابام تو بچه گیم من و ول کردن.
و الان هم معلوم نیست کجا هستن شاید اصلا مردن.
بارها سر این موضوع فکر کردم ولی به نتیجه نرسیدم چرا من و ول کردن اخه؟
من توی عمارت جئون ها کار میکنم چندروزه اومدم
جیمین*ویو
من پارک جیمینم با مامان ناتنیم(سوریان) و بابام(هیسوک) زندگی میکنم.
مامان ناتنیم از من تنفر داره و منم همینطور حسامون شباهت داره.
کوک*ویو
الان چندروزی میشه یه دختری ب اسم ا.ت تو عمارتمون کار میکنه خیلی ازش خوشم میاد.
دلم میخواد باهاش ارتباط برقرار کنم.
الان بیرونم با جیمین دارم یکم دور میزنم.
توی ایت دنیا جیمین و تهیونگ صمیمی ترین دوستام هستن و نمیتونم بینشون
یکی رو انتخاب کنم،چون جفتشون برای عزیزن
دیدگاه ها (۰)

تکپارتی جونگ کوک

سناریو🎀وقتی میری خونه مامان باباش[دوست پسرتن]مامانش:خوش اومد...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

سلام به دخترای خودم یادتونه گفتم خوب بشم ۳ تا پارت هدیه میزا...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

رمان : رفتار سرد

P26۵بار از پله ها بالا و پایین رفته بود تا یه ایده خوب برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط