{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو سال است که دلتنگی های غروب را با بودن در کنار مزارش، س

دو سال است که دلتنگی های غروب را با بودن در کنار مزارش، سپری می کنیم
و در نهایت ناباوری، باورمان شده که او دیگر نیست، دیگر نمی آید
و دیگر نباید منتظرش باشیم، دیگر آن شمع فروزان را نمی بینیم
ولی طنین صدای دلنشینش همچنان در گوش ما
و مهربانیش در قلب ما و زیبایی چهره اش در یاد ماست
دیدگاه ها (۸)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

امروز فقط یک روز معمولی از سال نیست؛ امروز روز تولد کسی است ...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

داستان عاشقانه جدید

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

برادر ناتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط