به یاد توست که خوابیده ام کنار زنم

به یاد توست که خوابیده ام کنار زنم
به یاد توست که در آمده است پیرهنم

تو زیر پوست شب خواب ماه می بینی
و من به یاد توام دست می کشم به زنم

کنار گوش زنم با تو حرف خواهم زد
به یاد تو می بوسد لبان پوست کنم

درون چشم زنم عاشق تو خواهم بود
فقط به خاطر تو خیره می شوم به زنم

به ساق و ران زنم دست می کشم هرشب
به خاطر تو به حمام می رود بدنم

کنار زلف زنم مست می کنم با تو
به گریه می افتم شیشه شیشه می شکنم

اگر که چاق و عرق بو و گنده تن باشم
به دست های زنم عطر می زنی به تنم

به خاطر تو طلاقش نمی دهم هرگز
به خاطر تو به فکر از او جدا شدنم

به خاطر تو به فکر طناب و تیر و سمم
به خاطر تو به اینجا کشیده خواستنم

اگر کنار زنم عاشقت نباشم پس
فراروایت هایی مثل عشق را چه کنم

تو را به جان زنم دوست دارم ای اندوه
تو هم مرا می خواهی زیاد...مطمئنم...



وحیدنجفی
دیدگاه ها (۴)

شبها، هرچقدر به درد خوابـ نمی‌خورد، در عوض وقتـ خوبی استـ بر...

اين زن  حواسِ درستى ندارد!هر صبح، چاى در دو فنجان می‌ريزد،بل...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

«در سکوتِ شب، قدم‌هایت را می‌شنوم…»بعد از رفتنت، سکوت را انت...

پروانه جان

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧ 𝟙 اگه اولش به فکر آخرش نباشی، آخرش به فکر اولش میوفت...

قسمت ۷

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط