دلم مےخواهد

دلم مےخواهد
هِےتو را صدا کنم
تا که خسته شوے وُ

بگویے:" کوفت !درد؛"

وَ من از لبخند گوشه ے لبت
پرواز کنم به باغ
پرواز کنم به اوج.

راه به راه بگویمَ خوبے ؟
هِے بگویے:
بَدَک نیستم ،
خوبم
وَ من کِیف کنم....
بروم تمام یاس هاےسپید باغچه ام را، بیاورم
لاےاحساس پف کرده ے چشم هایم
و تو با خنده اےمستانه بگویے:
فقط همین؟
وَ من ،
باغ را ببندم به آب
ببندم به ناز
تا براےتو هزار تا غنچه ےتازه بزاید
خیالت را غرق بوسه هاے
مریم و رازقے کنم...

دلم مے خواهد
هِےبراےِ تو بمیرم وُ
تو بگویے:
بے وفا، بے من ؟
بغض ،
امانم ندهد ،
بگویم تو که براےمُردن نیامدے !

بےبهانه بگویمت :
" دوست ت دارم..".
دیدگاه ها (۴)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

عاشقانه های شبنم

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

HATE TO LOVE¹(ویو:رز)نور پرانرژی صبح از میان پرده های حریر آ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط