{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Pt 2

Pt 2
گیر افتادم

با دیدن اون مرده یه فکری به ذهنم رسید

اروم آروم داشتم بهش نزدیک میشدن کع گفت
چیه؟ می خوای بیای توی لوزالمع..
ا/ت:میشه دوست پسرم بشید
یه‌جور داشت نگام میکرد و تعجب کرده بود
سوک هون اومد سمتم و خم گوشم گفت چی داری میگی دیوونه شدی؟
سوک هون به اقاعه گفت من از طرف ایشون معذرت خواهی میکنم اون یکم خل و چله پس با خیال راحت غذا تونو بخوری... حرفشو کامل نکرده بود کع اقاعه گفت ارع

ا/ت:چ. چی شما الان قبول کردین؟؟؟

سوک هون فقط همینجوری چشاش گرد شده بود

بعد دستمو گرفتو منو از کافه برد بیرون

رفتم بیرون چشمام گرد شد

کلی ماشین های مدل بالا بود همش هم مال همون مرده بود

ازم پرسید دلت می خواد با کدوم دور دور بزنیم؟

منم یه ماشین انتخاب کردم
درو برام باز کرد و گفت سوار شو
منم سوار شدم فک کردم خودش میخواد ماشین رو برونه ولی بادیگار هم داشت

اومد بغل دستم نشست من یکم فاصله گرفتم اومد نزدیکتر خم گوشم گفت اسمت چیه؟
ا/ت:اس. اسمم ا/ت هست
اوو خوبه اسم منم جونگ کوکه خیلی خوشبختم

کلی باهم گشتیم بعد سر راه یه بستنی فروشی بود
جونگ کوک:بستنی دوست داری؟
ا/ت:ارع خیلی
بعد دستمو گرفت و رفت برام بستنی گرفت

جونگ کوک:خوشمزه س؟
ا/ت ارع خیلی، توهم می خوری؟

یه گاز از بستنیم زد گفت هوم عالیه

باهم هی حرف میزدیم و میخندیدیم
بعد بهم گفت می خوای خونمون بیای من بهش جواب رد دادم چون دیر وقت بود

جونگ کوک:چه حیف کاش میومدی
ا/ت:ببخشید اخه دیر وفته من باید برم خونه
جونگ کوک:می خوای برسونمت؟

ا/ت:ار... نه ممنون خودم میرم
جونگ کوک: میرسوندمت ولی حالا نظر خودته

خداحافظی کردیم بعد منم دیگع رفتم خونه
ا/ت:من بر گشت.. سو. سوک هون

سوک هون بخوارطره کار امروزم ازم خیلی اعصبانی بود
سوک هون: تو واقعا عقلتو از دست دادی چرا اینکار رو کردی؟؟
تو از بچگی هیچ دوست پسری نداشتی چرا یهو این درخواستو از اون مرده کردی؟؟
ا/ت:اون مرده اسم داره اسمش هم جونگ کوکه بعدشم مگه باید از تو اجازه بگیرم کع با کی دوست باشم و باکی دوست نباشم؟

سوک هون:میدونم من دارم بهت میگم کع اون مرد خطرناکه مگه تو اینجور ادما رو نمیشناسی

ا/ت:چی میگی چرا باید خطرناک باشه مثلا منو میکشه کلیه هامو میفروشه؟ اون خودش پولداره چرا باید اینکار رو بکنه؟؟

سوک هون:و. ولی باشع اصن هرجور کع تو میگی ولی اگع یه روز از دستش ناراحت شدی نمیای سمت من

ا/ت:من هیچوقت از دستش ناراحت نمیشم این کار توعه کع منو داره ناراحت میکنه

بعد از خونم با ناراحتی رفت.

چطوره؟ نظر بدین
ممنون میشم اگع حمایت کنید😊
دیدگاه ها (۲۶)

Pt 3گیر افتادمرفتم توی اتاقم کع چند دیقه بعد مامانم اومد، پی...

Pt 4گیر افتادمرفتم داخل کلاس بچه ها همشون به ما نگاه می کردن...

Pt 1گیر افتادما/ت ویوتا ساعت های 3 شب بیدار بودم گوشی به دست...

سلام بچه ها چون اون فیک قلب سیاه یک خون آشام خیلی لایک و حما...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط