من جورِ دیگر نمی توانم باشم

من جورِ دیگر نمی توانم باشم
نــه سیاست دارم
نــه می دانم کدام حرف را کجا
به چه منظور
برایِ که
باید به زبان بی آورم
وقتی می رنجم؛ بهانه گیر می شوم
زمین و زمان را بهانه می کنم
سیاست ندارم برایِ لبخند به وقت رنجش
برای تلافی
و تو
هیچکدامِ اینها را نــه که نفهمیده باشی
نــه !
درک نکردی و نخواهی کرد
تو نمی دانی لیلی و مجنون را
صدباره خواندن
حافظ را هرروز قسم دادن
برای گرفتن فالی
یعنی چه
تو
اصلا
می دانی
دوست داشتن
یعنی چه!؟





dantism_adel
دیدگاه ها (۱)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟞تردید کن که ستارگان از آتش‌اند؛ تردید کن که خورشید د...

عاشقم باش.به خاطر خودم نمیگویم!حیف است پاییز هدر میرود

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

عقرب بالش

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش اول_ حس نومیدی از این‌جا ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌حکایت شیطان و کهن‌ الگوهایش :روزی شی...

بزار این مدلی بهت بگم اقا #مجتبی_خامنه_ای !چون به باباتم گفت...

و خداوند بهترین گزینه است برای پناه...

پارت۹(در عمق نگاه تو)ایزوکو با تعجب او را نگاه می‌کرد. باید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط