{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داداشم با دوست دخترش تازه نامزد کرده

داداشم با دوست دخترش تازه نامزد کرده
دیشب سر میز شام نامزدش میگه :مامانی ویترین اونطرف خونه بود قشنگ تر بودااااا
داداشم یه سکته ناقص زد
مامانم گفت مگه اونطرف بود تو دیده بودیش
نامزدش گفت نه ولی حس کردم اونطرف باشه بهتره
دیدگاه ها (۴)

.

انسان های بزرگ هیچگاه به کوچکی فردایشان نگاه نمیکنند چون از ...

.

.

خب بازم خیانت درخواستی چه علاقه ای به خیانت دارید

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای مزخرف زنگ گوشیم از خواب بلند شدم چند ...

ᴘᴀʀᴛ ۲۹ | یه اتفاق کوچک، یه حس بزرگاز اون روز به بعد...آرا ک...

لبخند قاتلپارت¹⁷ویو سلینگوشیم از دستم افتاد روی زمین.دستام م...

چند پارتی

فیک تهیونگ

پارت ۴۹

چند پارتی

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط