#چال می افتد کنار گونه ات وقتی تبسم می کنی

#چال می افتد کنار گونه ات وقتی تبسم می کنی

نا مسلمان شهر را
این چاله کافر کرده است...

#علی_خدابنده
دیدگاه ها (۱)

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

در تاریکترین روزهای زندگی‌اتاین را بدان که خدا در جواب صبرها...

نمی‌دانم با تو چه کرده‌ام که این‌گونه به تو وابسته‌ام… فقط م...

پسر دایی ات کنار ات نشست و با لبخند گفت:پسر دایی: ات، این چن...

چندپارتی جونگ کوک

𓆩 پارت ۶۳ 𓆪 🖤ات به خانه‌ی دوستش رسیده بود که صدای زنگ در بلن...

کاری به جز دلت، آرزو حاجی خانی

سناریو جونگکوک

dark life = 41دو هفته از اون روز کنار دریاچه گذشته بود و تهی...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط