آکیرا و کاراسو

(بچه ها من عادت ندارم مثل خیلی ها البته قصدم توهین نیست ولی من به جای ات براشون اسم میزارم دیگه شرمندتونم)
کاراسو تابیتو همیشه همه چیزو از بالا به پایین نگاه می‌کرد اون توی زمین فوتبال از سکوی زمین تماشاچیان داشت از اون بالا فقط و فقط به ی چیز نگاه می‌کرد و اون (آکیرا) بود
آکیرا تازه به تیم U. 20 اضافه شده است و اون مهاجمی سریع و چالاک است که می‌تواند باد را هم به چالش بکشد
ولی جیزی که کاراسو اسیرش بود حرکاتش یا نوع بازیش نبود بلکه چشمان اکیرا بود که مانند اینه بود که کاراسو خود را در آن میدید

آن شب بعد از تمرین سخت.. کاراسو تنهایی توی راهرو ساکت بلولاک قدم میزد. که ناگهان صدای قدم های آشنايي را شنید

اون آکیرا بود.، اون با ی صورت خیس عرق و حوبه ایی که دور گردنش بود کنار کاراسو راه می‌رفت

(تا دیر وقت بیرون بودی. تابیتو. مگه نه اینکه کلاغ ها شبا زود میخوابن؟)

کاراسو لبخند کم رنگی زد و گفت : کلاغ ها شب ها بیدار می‌مونن تا کارشونو پیدا کنن

آکیرا خندید __ی خنده گرم و واقعی که برای لحظه ای دل کاراسو را به لرزش در آورد __
اکیرا : تو امروز خیلی بهم نگاه میکردی. مشکلی وجود داشت؟

کاراسو لحظه ای سکوت کرد _ بعد آروم گفت : نه... هیچ م.. مشکلی نبود فقط زمانایی که تو بازی میکنی احساس میکنم بازی منطقی میشه (الفا(خودم) :عه! جدی میفرمایید؟ 😅😂)
من همیشه دنبال نقطه صعف ها میگردم ولی من نمیتونم هیچ ضعفی از تو پیدا کنم یا کار بعدیتو پیش بینی کنم. و این اذیتم میکنه

آکیرا سرش را کج. کرد و نرم و آرام گفت : اذیتت میکنه یا خوشت میاد؟

کاراسو مستقیم تو چشمانش نگاه کرد و بدون اینکه جواب مستقیم و یا منطقی بده گفت:
هردو

آکیرا لبخند زد و گفت: پس بلاخره وقتش رسیده یکم از اون ذهن پیچیده ات فاصله بگیری و فقط.... ببینی

برای اولین بار کاراسو احساس کرد شاید نیاز نباشه همیشه همه چیز را تحلیل کرد یا منطقی بهش فکر کرد بعصی اوقات فقط باید یاد بگیری نگاه کنی

پایان
(الفا: بچه ببخشید یکم خراب کردم ولی من جز کاراسو بقیه کارکتر ها مثل شیدو رین سائه... و یا شما تو کامنتا بگید سناریو بعدی جی باشه)
دیدگاه ها (۲)

My Arirang Part 8

نیشیمیا و شیدو

Fabric of Love~P5ویو بار*صدای خنده های مرد ها و زن های مست ت...

کائوری و سائه

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۹ بعد از رفتن دانش‌آموز جدید، چهار آل...

#درخواستی_هیونلیکس_چانمین#چند_پارتیPart:3#انتخاب_امنماشین با...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

𓆩 پارت ۴۲ 𓆪 🖤🥀ات چند ثانیه فقط به عکس خیره ماند.— این... منم...

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

🍷 شراب قرمزقسمت چهارم: صدای پشت دررینا تمام شب نتوانست بخواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط