باران امسال را من به عهده گرفته ام

باران امسال را من به عهده گرفته ام
آنقدر بغض در گلویم تلنبار شده و اشک درون چشمانم در کمین نشسته که فکر کنم
پر باران ترین پاییز روزگار را من رقم بزنم . . . !
دیدگاه ها (۴)

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

رها🍂 گاهی که فکر می کنم چشمانم بی اختیار پر از اشک می شودبا ...

🍊🪵عاشق که نباشیپاییز وصله‌ی ناجور فصل‌هاست پاییز را باید عاش...

رها🍂 نه می توانم آرام بمانمنه می توانم فریاد بزنمنه می توانم...

وقتی پدرت بود🧡پارت ۲تا اینکه صدای در اومدتق تق.با اینکه حال ...

A Shadow Named Youسایه‌ای به نام تو P.17(روایت از زبان ا.ت)ب...

سلام بچه‌ها، عصرتون دلنشین، بفرمایید دمنوش چای سبز و زعفرون ...

قسمت ۷

«عشـق میـان خونـ»پارتـ³ــــــــــــــــــــــــــویو جولیا:ب...

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط