{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد

تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد
هیچکس حدس نمیزد که چنین سر برسد
پدرش چیز زیادی که نمی خواست ، فرات
یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد؟
دیدگاه ها (۸)

دارد ساز غمناک ترین مرثیه جهان کوک میشود ؛علی لای لای ... عل...

ای تیر کجا چنین شتابان ؟...آرامقدری به کمان بگیر دندان...آرا...

ای تیر، خطا کن! هدفت قلب رباب استیا حنجره سوخته ی تشنه آ...

التماس دعا

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

پارت ۲۱ — بازگشت به پایتختیونگی همان شب به پایتخت رسید.فضای ...

پارت ۲۱ — بازگشت به پایتختیونگی همان شب به پایتخت رسید.فضای ...

🦢 پارت سی‌ویکم | حقیقت پدرلیانا هنوز جلوی در ایستاده بود.— ی...

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

سبک مبارزهالیشیا بیشتر دوربرد می‌جنگه و با سایه‌ها و جادو مح...

🖤 قفس سیاهپارت اول | قرارداد خونصدای باران، تمام عمارت را پر...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌وهفتم | گردنبندصدای شلیک‌ها نزدیک‌تر شد.جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط