angel3463
۲۳۸
پسند
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد
هیچکس حدس نمیزد که چنین سر برسد
پدرش چیز زیادی که نمی خواست ، فرات
یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد؟
دانلود
۱.۳k
۰۹ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (
۸
)
یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...
وقتی دل سودایی، میرفت به بُستانهابیخویشتنم کردی، بوی گُل ...
#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...
پارت ۲۱ — بازگشت به پایتختیونگی همان شب به پایتخت رسید.فضای ...
فاصله یک لبخند تا جنون
شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش میگرفت ام...
قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)
پارت اول: پشتبام، ساعت صفرباران ریز و تیزی روی آسفالت خیس ح...
𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 11چشمهاش برای لحظهای ر...
.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁴...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جیمین چند دقیقه مکث کرد، بعد با ملا...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین