وقتی توی جشن....(درخواستی)
پارت هفتم
اون فقط از من خوشش....
یهویی چان دادی زد که باعث شد حرفم رو نصفه رها کنم
چان:خفه شو نمیخوام چیزی بشنوم(داد)
نگاهم رو از چان گرفتم و سمت اتاقم راه افتادم،درو بستم و خودم رو روی تخت پرت کردم و با تمام وجودم گریه کردم،اخه این مرد چشه مگه من چیکار کردم درک میکنم که خستست ولی خب من که کاری نکردم (دلم سوخت 🌚)
ویو چند دقیقه بعد
بعد از گریه ای که کردم چشمام آروم آروم سنگین شد و خوابم برد اما طولی نکشید که بعد از چند دقیقه با حس تیر کشیدن شکمم از خواب پریدم حدس میزنم که.....البته امیدوارم نباشه الان اصلا وقتش نیست
بلند میشم و سمت دستشویی راه میوفتم تا ببینم که حدسم درسته یا به خاطر فشار عصبیه که بهم وارد شده اما این کار فقط درد رو توی شکمم پخش میکنه و اوضاع رو بدتر .به سختی خودم رو به دستشویی میرسونم و.....اره...اره لباسام خونی شدن البته اندازه دو بند انگشت و الان مجبورم دامن سفیدم رو بندازم دور فقط امیدوارم که روتختی تمیز باشه .
کار های لازم رو انجام میدم و با تموم وجودم میخوام بغض توی گلم که به خاطر چان و دردم هست رو قورت بدم.
کارم تموم میشه و بلافاصله بعد از اینکه وام رو از دستشویی میزارم بیرون پاهام درد میگیرن و خشک میشن و شکمم تیر میکشه و پخش زمین میشم و میزارم اشکام روی گونه هام سرازیر بشه و هق هق میزنم.....
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
اون فقط از من خوشش....
یهویی چان دادی زد که باعث شد حرفم رو نصفه رها کنم
چان:خفه شو نمیخوام چیزی بشنوم(داد)
نگاهم رو از چان گرفتم و سمت اتاقم راه افتادم،درو بستم و خودم رو روی تخت پرت کردم و با تمام وجودم گریه کردم،اخه این مرد چشه مگه من چیکار کردم درک میکنم که خستست ولی خب من که کاری نکردم (دلم سوخت 🌚)
ویو چند دقیقه بعد
بعد از گریه ای که کردم چشمام آروم آروم سنگین شد و خوابم برد اما طولی نکشید که بعد از چند دقیقه با حس تیر کشیدن شکمم از خواب پریدم حدس میزنم که.....البته امیدوارم نباشه الان اصلا وقتش نیست
بلند میشم و سمت دستشویی راه میوفتم تا ببینم که حدسم درسته یا به خاطر فشار عصبیه که بهم وارد شده اما این کار فقط درد رو توی شکمم پخش میکنه و اوضاع رو بدتر .به سختی خودم رو به دستشویی میرسونم و.....اره...اره لباسام خونی شدن البته اندازه دو بند انگشت و الان مجبورم دامن سفیدم رو بندازم دور فقط امیدوارم که روتختی تمیز باشه .
کار های لازم رو انجام میدم و با تموم وجودم میخوام بغض توی گلم که به خاطر چان و دردم هست رو قورت بدم.
کارم تموم میشه و بلافاصله بعد از اینکه وام رو از دستشویی میزارم بیرون پاهام درد میگیرن و خشک میشن و شکمم تیر میکشه و پخش زمین میشم و میزارم اشکام روی گونه هام سرازیر بشه و هق هق میزنم.....
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۵.۷k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط