{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول/

«پشت صحنه»
#Part_1

(ویو راوی)

یهو از خواب پرید. نفس‌زنان. به اطراف نگاه کرد و فهمید توی دفترشه. نفس راحتی کشید و به پشتی صندلی تکیه کرد و با پشت دستش عرق های روی پیشونیش رو پاک کرد.
+فقط یه خواب بود...
آروم زمزمه کرد و بلند شد. با قدم های آروم کنار پنجره وایساد و به شهر نگاه کرد. یوکوهاما اروم و بی سر و صدا می‌گذشت.
یه دفعه در باز شد. مردی که جلوی در بود با چهره ی آروم اما جدی کلاهش رو مرتب کرد و نزدیک شد.
-مشکلی پیش اومده رئیس؟
+نه چیزی نیست.
مردی که کلاه بر سرش بود کنارش ایستاد و دستاش رو توی جیباش فرو برد.
-کابوس دیدی؟
مکث کرد. اما نگاه سردش تغییری نکرد.
+آره...کابوس دیدم.
مرد کلاه به سر خنده ای کرد. اما خشک و خالی بود.
-باز چی دیدی ها؟
+ببند...
-باشه باشه. اروم بگیر آقای بداخلاق.
با اخمی ساختگی گفت و نگاهش کرد اما متوجه بی توجهی اون شد. با کلافگی پوفی کرد و به سمت در رفت.
-میرم قهوه بخورم. برات بیارم؟
سکوت...
-باشه پس برات میارم.
شانه بالا انداخت و رفت.


اینم رمان جدیدمون. نظرتون چیه با اون یکی رمان اینم ادامه بدیم؟✨
دیدگاه ها (۶)

جهانی میان بیداری و خوابPart 1آملیا داشت می‌دوید.نمی‌دونست ک...

سناریو جدید

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 180♡⁠。⁠)⁩از صدا...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟖دقایقی بعد، درِ اتاق اورژانس...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

رمان سوم پارت یازدهمبسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>>...

dark life = 40

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط