فیک کوک
فیک کوک
فصل ²
پارت ¹⁰
ویو ا.ت
همه ی نگاه ها رومون بود که کوک به سمتم برگشت و گفت برم بیرون تا بیاد وایستم
منم که بی اراده سرم رو تکون دادم و رفتم که کوک رو دیدم رفت به لنا چیزایی گفت و رفت سمت سرویس احتمال میدادم مرده رفته باشه ولی وقتی برگشت دست هاش قرمز شده بود و معلوم بود که دوباره زدتش تا منو دید سرش را پایین آورد و با عصبانیت زبونش رو توی لپش فرو میبرد منم فقط داشتم گریه میکردم که اومد سمتم جوری که نفس های گرمش رو احساس میکرد و به بم ترین شکل ممکن از خودش گفت
- منکه بهت گفته بودم اینو نپوشی و از کنارم جم نخوری. ولی ببین تو به هدفت رسیدی و اون مرد لعنتی هم ...
+ کوک لطفا اینجوری نکن
- چجوری نکنم وقتی یه مرد هیز رفته به ماله من دست زده( باباخشید؟)
+ هق هق ( هو هو به من چه که چیکار میکنی هوهو ...؟
که یهو از بازوم گرفت و به سمت ماشین محکم و تند هدایتم میکرد
- سوارشو
+ کوک ...
- گفتم سوار شو ( عربده ) ( اوووووو من ترسیدم اون بدبخت چیکار کنه حالا ...)
بدون اعتراض سوار ماشین شدم که کوک هم سوار شد و تموم راه رو جوری میرفت که انگار داره از یه اتفاق بزگ فرار میکنه ( این من و این شما که دارین چصی های منو میخونین )
ویو خونه
....
ها چیشده اعتراضی داری؟
خو به من چه برو کامنت رو بخون واسه اسمات
ادامه میدی ؟ خاک تو سرت کنم
بسه دیگه جمع کنید برید کامنتا
رفتی ؟
هستی ؟
من بچه خوبیم ها اسمات بلد نیستممممممممممممممم
به بزرگی خوتون که من اسمات بلد نیستم *-*
بوس بای
فصل ²
پارت ¹⁰
ویو ا.ت
همه ی نگاه ها رومون بود که کوک به سمتم برگشت و گفت برم بیرون تا بیاد وایستم
منم که بی اراده سرم رو تکون دادم و رفتم که کوک رو دیدم رفت به لنا چیزایی گفت و رفت سمت سرویس احتمال میدادم مرده رفته باشه ولی وقتی برگشت دست هاش قرمز شده بود و معلوم بود که دوباره زدتش تا منو دید سرش را پایین آورد و با عصبانیت زبونش رو توی لپش فرو میبرد منم فقط داشتم گریه میکردم که اومد سمتم جوری که نفس های گرمش رو احساس میکرد و به بم ترین شکل ممکن از خودش گفت
- منکه بهت گفته بودم اینو نپوشی و از کنارم جم نخوری. ولی ببین تو به هدفت رسیدی و اون مرد لعنتی هم ...
+ کوک لطفا اینجوری نکن
- چجوری نکنم وقتی یه مرد هیز رفته به ماله من دست زده( باباخشید؟)
+ هق هق ( هو هو به من چه که چیکار میکنی هوهو ...؟
که یهو از بازوم گرفت و به سمت ماشین محکم و تند هدایتم میکرد
- سوارشو
+ کوک ...
- گفتم سوار شو ( عربده ) ( اوووووو من ترسیدم اون بدبخت چیکار کنه حالا ...)
بدون اعتراض سوار ماشین شدم که کوک هم سوار شد و تموم راه رو جوری میرفت که انگار داره از یه اتفاق بزگ فرار میکنه ( این من و این شما که دارین چصی های منو میخونین )
ویو خونه
....
ها چیشده اعتراضی داری؟
خو به من چه برو کامنت رو بخون واسه اسمات
ادامه میدی ؟ خاک تو سرت کنم
بسه دیگه جمع کنید برید کامنتا
رفتی ؟
هستی ؟
من بچه خوبیم ها اسمات بلد نیستممممممممممممممم
به بزرگی خوتون که من اسمات بلد نیستم *-*
بوس بای
- ۲۷۷
- ۱۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط