《نوری در دنیای مرده ها 》
《نوری در دنیای مرده ها 》
پارت ¹¹
ویو یونا
همین جور گریه میکردم.
تهیونگ جاهایی که روی گونم خیس شوده بود رو میبوسید.
تهیونگ: کافیه دیگه عشقم. هیسس آروم.
یونا: هق هق هق نمیتونم.
تهیونگ دست های سردش رو روی گونم گذاشت با انگشت شستش اشکام رو پاک میکرد.
تهیونگ: باشه باشه گریه کن هرچقدر میخوای ولی الان کافیه باید الان مواظبه آیسو باشیم ، خوب؟
یونا: باشه.
تهیونگ: آفرین قشنگم.
پیشونیم رو بوسید.
ویو نویسنده (خودم💅🏻)
شوگا آیسو رو کول میکنه ، تهیونگ پیش عشقش وایستاده بود دسته سرد دختر را محکم گرفته بود.
داشتم همین جور میرفتند که به ماشینی رسیدند.
دویدند سمت ماشین.
تهیونگ: صبر کنید!
شوگا: چرا؟!
تهیونگ: خوب شاید زامبی اونجا باشه اول من میرم.
تهیونگ جلو رفت در ماشین را باز کرد وقتی دید امن هست نشونه ای داد سوار ماشین شودند.
تهیونگ پشت فرمون نشست.
استرات زد.
ماشین روشن شود همشون جیغی زدند و راه افتادن سمت کوه.
یونا: آیسو حالت خوبه؟
آیسو: آره درد دارم ولی کم.
شوگا: درد داری؟!
آیسو: کمه.
شوگا: خوب مراقب باش.
آیسو: تو چرا شوگا این روزا یک جوری شودی.
شوگا سرفه الکی کرد: من همیشه اینجوری بودم.
الکس: آره جونه خودت!!
شوگا: الکس!!!
همه زدند زیر خنده.
تهیونگ نگاش به یون افتاد لبخنده جذابی روی لبش نشست.
تهیونگ:من قربون دوست دخترم برم.
یونا خجالت کشید.
جونگ کوک: اووووو ، ماهم اینجا سینگل هستیم.
جیمین: دقیقا.
همه زدن زیر خنده.
ادامه دارد....
پارت ¹¹
ویو یونا
همین جور گریه میکردم.
تهیونگ جاهایی که روی گونم خیس شوده بود رو میبوسید.
تهیونگ: کافیه دیگه عشقم. هیسس آروم.
یونا: هق هق هق نمیتونم.
تهیونگ دست های سردش رو روی گونم گذاشت با انگشت شستش اشکام رو پاک میکرد.
تهیونگ: باشه باشه گریه کن هرچقدر میخوای ولی الان کافیه باید الان مواظبه آیسو باشیم ، خوب؟
یونا: باشه.
تهیونگ: آفرین قشنگم.
پیشونیم رو بوسید.
ویو نویسنده (خودم💅🏻)
شوگا آیسو رو کول میکنه ، تهیونگ پیش عشقش وایستاده بود دسته سرد دختر را محکم گرفته بود.
داشتم همین جور میرفتند که به ماشینی رسیدند.
دویدند سمت ماشین.
تهیونگ: صبر کنید!
شوگا: چرا؟!
تهیونگ: خوب شاید زامبی اونجا باشه اول من میرم.
تهیونگ جلو رفت در ماشین را باز کرد وقتی دید امن هست نشونه ای داد سوار ماشین شودند.
تهیونگ پشت فرمون نشست.
استرات زد.
ماشین روشن شود همشون جیغی زدند و راه افتادن سمت کوه.
یونا: آیسو حالت خوبه؟
آیسو: آره درد دارم ولی کم.
شوگا: درد داری؟!
آیسو: کمه.
شوگا: خوب مراقب باش.
آیسو: تو چرا شوگا این روزا یک جوری شودی.
شوگا سرفه الکی کرد: من همیشه اینجوری بودم.
الکس: آره جونه خودت!!
شوگا: الکس!!!
همه زدند زیر خنده.
تهیونگ نگاش به یون افتاد لبخنده جذابی روی لبش نشست.
تهیونگ:من قربون دوست دخترم برم.
یونا خجالت کشید.
جونگ کوک: اووووو ، ماهم اینجا سینگل هستیم.
جیمین: دقیقا.
همه زدن زیر خنده.
ادامه دارد....
- ۲۴۵
- ۰۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط