p.2

p.2

▪︎Smat▪︎

ا.ت :
جونگ کوک تروخودا ولم کن اصلا حوصله ندارم

جونگ کوک فقط لباش و خیس کرد و حرفی نزد کمر ا.ت و گرفت و ا.ت و روی اپن گزاشت

-ببخشید بیبی .. ولی این و به عنوان تنبیه ببین که بدون خبر به من رفتی به بار اونم با این لباس فا*کی

ا.ت اومد تا حرفی بزنه :
چی .. یعنی چی...

حرفش کامل نشده بود که دستای رگ دار کوک روی صورت کوچیک ا.ت قاب شد و لبای خشکش روی لبای نرم ا.ت قرار گرفت زبونش درحال کشف کردن دهن ا.ت بودن که ا.ت زد به بازوی کوک
جونگ کوک بلخره ازش جدا شد نفس هاشون با هم قاطی شده بودن
جونگ کوک:
-خیلی الکل خوردی ولی عیبی نداره ... اینجوری خوشمزه تر میشی منم مست میکنی باعث می‌شی بیشتر بخوامت

ا.ت:
ناله ریزی کرد و زد به بازوی کوک و گفت:
- اوپاااا اینجوری نگووو من به قدر کافی آناناس کوکتل هارو خوردم🤫(کسایی که میدونن😈💀
کسایی که نمیدونن🥰🌈 )

جونگ کوک خنده ای کرد و لبش و گاز گرفت

دستاش و پشت ا.ت روی باسنش قرار داد و با انگشتاش دامنش و شروع به بالا دادن زد

جونگ کوک:
- خیلی هورنیم میکنی ... بیب

ا.ت دستاش و دور گرون کوک گزاشت و شروع کرد بوسه های کوتاه روی لب کوک
دیدگاه ها (۷۰)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تکپارتی | جونگکوک

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط